در عین حال از اول تابستون تسلیم نشدن رو دارم یاد میگیرم، جنگیدن رو و خودم رو به خواستم (خواسته ای ک ضرری نداره! ) رسوندن.
از این نظر داره خوش میگذره.
صب ها با فراموشی اینکه دیروز ها چه شده بود یا امروز چه خواهد شد :/ بیدار میشم.
تا ظهر ادامه میدم و بعدازظهر هامو نمیفهمم چجوری میگذرن و شب هام با بی اعصابی و ناراحتی روزمو تموم میکنن.