اقا چند روز پیش تولد پسر داییم بود(داداش بزرگ سجاد)
رفتیم براش کیک و اینا خریدیم
تو راه برگشت زرت زنجیر موتور در اومد😐
بعد موتورم قاب زنجیر داره نمیشد انداخت جا تا قابش در نیاد، خلاصه این مغازه اون مغازه بگرد تا یا آچار ۱۰ پیدا کنیم قاب باز بشه!
حالا که پیدا کردیم داریم کارو انجام میدیم یکی اومد کنارمون وایساد گفت داش کمک نمیخوای؟ هیچی دیگه ادامه کارو دادیم دستش بعد که انجام داد، موقع رفتن گفت داش چیز دیگه ای نمیخواید؟ گفتیم نه. رفت.
سجاد برگشت گفت: امشب رو لوتی میخوابه😂 میره میگه ۲ نفرو از مرگ حتمی نجات دادم بخدا😂😂
حالا تو تولد سه تارمو برده بودم، سجاد گفت یه دیقه بده سه تارتو، دادم بهش.
سجاد: این ترک رو تقدیم میکنم به داداش گلم آقا سعید؛ دریرینگ* من کسخلم من کسخلممممم، دریرینگ* من کسخلممممم من کسسسسخلمممممم😂😂😂😂😂
#دفترچه_خاطرات
💠《
@CallMeVoli 》💠