میدونید، این روزا روزای عجیب و واقعا برای من سختیه، حرف زدن برای شماهم خیلی راحته چون نمیشناسینم؛ اونهایی هم که میشناسن اونقدر نزدیکن که اشکالی نداشته باشه بدونن چی شده.
یه طوری شده که احساس تعلق به هیچ جا ندارم، از خونه زدم بیرون سر یه دعوای بچگونه که تقصیر خودمم بوده*چقدر اعتراف بهش سخت بود*. به کارام نمیرسم. یعنی تمرکز هیچ کاری ندارم.
دلم به دوستام خوشه که حتی تحمل اونارم ندارم... با تشکر از نابسامانی افکارم امروز برای چند دیقه همه ی دوستامو بلاک کردم و تصمیم گرفتم بی خبر از همه به زندگی ادامه بدم ولی درحالیکه میدونستم کسی هم قصد نداره بهم پیام بده و احتمالا تا مدتها نمیفهمن بلاکشون کردم سریع آنبلاکشون کردم چون با وجود اینکه کشش تحملشونو نداشتم، همه ی امیدم واقعا به همونا بود.
احساس میکنم دچار نفرینه نویسنده شو تا مشکل روحی بگیری شدم😂 نه شوخی کردم مشکل خاصی ندارم فقط با خودمم نمیدونم چند چندم🤪
همین دیگه، صدای مرا از رادیو ناله های شبانه با صفید میشنوید. دوستتون دارم. شب بخیر♡
یه طوری شده که احساس تعلق به هیچ جا ندارم، از خونه زدم بیرون سر یه دعوای بچگونه که تقصیر خودمم بوده*چقدر اعتراف بهش سخت بود*. به کارام نمیرسم. یعنی تمرکز هیچ کاری ندارم.
دلم به دوستام خوشه که حتی تحمل اونارم ندارم... با تشکر از نابسامانی افکارم امروز برای چند دیقه همه ی دوستامو بلاک کردم و تصمیم گرفتم بی خبر از همه به زندگی ادامه بدم ولی درحالیکه میدونستم کسی هم قصد نداره بهم پیام بده و احتمالا تا مدتها نمیفهمن بلاکشون کردم سریع آنبلاکشون کردم چون با وجود اینکه کشش تحملشونو نداشتم، همه ی امیدم واقعا به همونا بود.
احساس میکنم دچار نفرینه نویسنده شو تا مشکل روحی بگیری شدم😂 نه شوخی کردم مشکل خاصی ندارم فقط با خودمم نمیدونم چند چندم🤪
همین دیگه، صدای مرا از رادیو ناله های شبانه با صفید میشنوید. دوستتون دارم. شب بخیر♡