֗ ִ ˖𓂅も𝔣α𝗒ֹ𝗲ֹ︩︪𝗍𝗍𝖾 ⸒


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


◟𓏲࣪ 🎀 𝘁࡛𝗶ny bɘ𝗿𝗿𝘆 𝗽ׄ𝗿ɩׅ𝕟c︩︪ɘׄ𝘀𝘀 ៸៸
𝖷𝖭𝗙𝖩 ━ 𝘴𝖺𝗀 𓄹 𝖣ə𝗆𝗂𝘀ᧉׅ𝗑𝘂𝗅i𝘁ׅ𝗒
◜𝖣𝗈𝗇’𝗍𝖧𝗂𝖽𝖾𝖳𝗁𝖾𝖬𝖺𝗀𝗂𝖼𝖶𝗂𝗍𝗁𝗂𝗇𝖴 ᰔ
⸱ ☁️ もっと; @LittleSiofra .

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций




ઇ 🥛 𝟢𝟤ʺ ❜
. ִ ֗ ⌗🎀📎᠉این پی‌امو فور کنین دیلیتون تا طبق وایبی که ازتون میگیرم بهتون بگم اگه هیبرید بودین‌ چه هیبرید میشدین و توصیفتون میکنم یکم؛به علاوه بهتون یه هدر و یه جمله فرانسوی مینویسم و میدم
( فقط 25 نفر اول و چنلای پابلیک ) ꜥꜤ
فور نکنین دیگه سوییتیز
جوابارو اینجا میذارم چک کنین پلیز و یکم احتمالا طول میکشه سو
@Sigilla


🔒 A whisper message to louisfatheroflies, Only he/she can open it.


Репост из: ʻ霧深い𝐌𝗈𝗈𝗇𝗌ܼ
. 22 سپتامبر 2013 . 🎻◟
ꗃ 二人の恋人の物語 ܸ ;
最初の文字 ܸ
2番目のキャラクター ܸ

قدم‌هامو به آرامی رها میکردم و هوای بارونی رو محکم وارد ریه‌هام میکردم،تضاد قشنگی بود.
خنکی هوارو حس میکردم ولی علاقه شدیدم به بارون اجازه نمیداد خیس شدنم رو حس کنم، تو خیالاتم سِیر میکردم.
با دیدن مکان مورد علاقم،که بعد‌ها تبدیل به کلیسایی برای پرستیدن "اون" شد لبخندی زدم.
سرعت قدم‌هام رو بیشتر کردم و آروم در کتابخونه رو بازی کردم.
همه جا بوی قهوه میداد،مثل همیشه.
همه غرق سکوت بودند و تق‌تق دلپذير بارون با صدای سکوت درحال جنگ بود.
درسته یه روز پاییزی نمناک،ملاقاتش کردم.
یکی یکی ردیف قفسه‌های چوبی کتاب‌هارو از نظرم میگذروندم تا چشم‌هام یه بار دیگه جذب ردیف مورد علاقم،درست نزدیک دنج ترین بخش کتابخونه بشه.
ولی این بار همه چیز عطر و بوی دیگه‌ای داشت.
خب معلومه به خاطر اون بود.
با دیدن کتاب مورد علاقم و نقطه‌ای که جا خوش کرده بود،لبام به سمت آویزون شدن درحال حرکت بود.
مشخص بود،قدم نمیرسید. یا من زیادی کوتاه حساب میومدم یا واقعا قفسه‌ها بلند بودند!
اما،امان از دست پروانه کوچکی که روی شونه‌هام نشست و همه چیز بعد از اون تغییر کرد‌.
حتی گذر ثانیه‌ها؛
دستاش رو حس کردم..دستای اون رو حس کردم.
روی دستای من،درست روی همون‌ کتاب.
سرم متمایل شد به صاحب دستی که باعث بوجود اومدن امواجی روی تپش قلبم شده بود.
دیدمش؛
موهای‌ کوتاه مشکی‌اش که مثل تاریکی آسمان شب بود به شونه‌هاش میرسید، و چشماش،درسته چشمایی که قسم میخورم هنوز با دیدنشون قلبم باز و باز بی قراری میکنه،مایل به قهوه‌ای تیره مثل چوبی در اثر سوختن آتیش،برق میزد.
روی لبای سرخش لبخند کمرنگی نقاشی شده بود و باز هم قسم میخورم‌ با دیدن لبخند‌‌های گهگدارش،حس میکنم ریه‌هام‌ توانایی‌ای برای هضم اکسیژن ندارند.
گونه‌هام رنگ روشنی گرفته بودند و‌ صدای قلبم رو میشنیدم.
شاید بهتره که بدونیند،من خجالتیم!
به تندی ازش فاصله گرفتم و خودم رو به دیوار کناری چسبوندم. با چشمام حرکت دستش رو و گرفتن کتاب رو دنبال میکردم که و تند نفس میکشدیم.
" چت شد آروم،آروم..آروم"‌ با خودم حرف میزدم.
صادقانه بگم خودمم نمیدونستم چم شده بود.
کتاب رو به آرومی سمتم گرفت و با همون لبخند گرمش بهم خیره شد.
" بگیرش خانوم کوچولو. " زمزمه کرد.
زمزمه کرد و من؟ بله درسته احتمالا میتونید تصور کنید که صدای آب دهنم که توی گلوم درحال سقوط بود،باعث شد به خودم بیام؟
و این شروع همه چیز بود
شروعی برای دیدن نگاه‌های خیره‌ش
برای حس کردن وجودش
و برای قایم شدن تو قلبش.

𓄲 𝟣 ܸ 𝗉𝗋𝖾𝗆𝗂𝖾‌𝗋𝖾 𝖼𝗈𝗇𝗇𝖺𝗂𝗌𝗌𝖺𝗇𝖼𝖾 .


𓂃 ࣪𖦹 💭🎀Ꮺ ָ࣪ ۰ .
𝖧𝖠𝖯𝖯𝖸 𝐁𝐢𝗋𝗍𝐡𝐝𝖺𝗒 𝖡𝖾𝗌𝗍 𝖬𝗎𝗆 !!
───心から愛しています ♡ᰍ  ִ


نیاز هم دارم جاهایی که انتخاب میکنم برای خواب باعث نشن گردنم به چوخ بره


‍ 𓏲࣪🧂🎀 ˚. 𝗆𝗒 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒 𝗂𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒 𝗈𝖿 𝖺 𝗅𝗈𝗏𝖾
𝗆𝗒 𝖼𝗈𝖒𝖕𝗅𝖺𝗂𝗇𝗍 𝗂𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗈𝗆𝗉𝗅𝖆𝖎𝗇𝗂𝗇𝗀 𝗈𝖿 𝗍𝗐𝗈 𝕳𝖾𝖺𝗋𝗍𝗌
𝖺 𝗇𝗈𝗏𝖾𝗅 𝗈𝖿 𝕬𝗆𝗈𝗇𝗀 𝗆𝖺𝗇𝗒 𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋𝗌
𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖼𝗈𝗎𝗅𝖽 𝖻𝖾 𝖄𝗈𝗎𝗋𝗌
𝗌𝗈 𝗆𝖺𝗇𝗒 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝗁𝖾𝗋𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝖾𝗅𝗌𝖊𝖜𝗁𝖾𝗋𝖾 ⸯⸯ


ᥐʾ ֛ 𝟢𝟣;𝟢𝟣☁️𖥻月 ── ♡% マーメイド


𓂃 . ࣪ ˖ 𝖾𝖺𝖼𝗁 𝗍𝗂𝗆𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗐𝗂𝗇𝖽 𝖻𝗅𝗈𝗐𝗌
𝖨 𝗁𝖾𝖺𝗋 𝗎𝗋 𝗏𝗈𝗂𝖼𝖾 𝗌𝗈
𝖨 𝖼𝖺𝗅𝗅 𝗎𝗋 𝗇𝖺𝗆𝖾 𝗐𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝗌 𝖺𝗍 𝗆𝗈𝗋𝗇𝗂𝗇𝗀
𝗈𝗎𝗋 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝗂𝗌 𝖽𝖺𝗐𝗇𝗂𝗇𝗀
𝖧𝖾𝖺𝗏𝖾𝗇’𝗌 𝗀𝗅𝖺𝖽 𝗎 𝖼𝖺𝗆𝖾

𝗎 𝗄𝗇𝗈𝗐 𝗁𝗈𝗐 𝖨 𝖿𝖾𝖾𝗅
𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖼𝖺𝗇’𝗍 𝗀𝗈 𝗐𝗋𝗈𝗇𝗀
𝖨’𝗆 𝗌𝗈 𝗉𝗋𝗈𝗎𝖽 𝗍𝗈 𝗌𝖺𝗒 𝖨 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝗎
𝗎𝗋 𝗅𝗈𝗏𝖾𝗌 𝗀𝗈𝗍 𝗆𝖾 𝗁𝗂𝗀𝗁
𝖨 𝗅𝗈𝗇𝗀 𝗍𝗈 𝗀𝖾𝗍 𝖻𝗒
𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗍𝗂𝗆𝖾 𝗂𝗌 𝖿𝗈𝗋𝖾𝗏𝖾𝗋
𝗅𝗈𝗏𝖾 𝗂𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝖺𝗇𝗌𝗐𝖾𝗋

𝖨 𝗁𝖾𝖺𝗋 𝗎𝗋 𝗏𝗈𝗂𝖼𝖾 𝗇𝗈𝗐
𝗎 𝖺𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖼𝗁𝗈𝗂𝖼𝖾 𝗇𝗈𝗐
𝗍𝗁𝖾 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝗎 𝖻𝗋𝗂𝗇𝗀
𝗁𝖾𝖺𝗏𝖾𝗇’𝗌 𝗂𝗇 𝗆𝗒 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍
𝖺𝗍 𝗎𝗋 𝖼𝖺𝗅𝗅
𝖨 𝗁𝖾𝖺𝗋 𝗁𝖺𝗋𝗉𝗌 🏩 ꜆ׄ꜆:




(𓂅⸼ 私の月の神 )


Репост из: 𝖦𝗅𝗈𝗋𝗂𝗈𝗎𝗌.
انیتا اینجاست تا روی هممون اکلیل بریزه




⸳ 𓂃 🐇ⴰ ࣭͘ ⭑ุ 𝖽𝗈 𝐮 𝗌𝖾𝖾 𝗆𝗒 𝖗𝖾𝖽 𝗋𝐨𝐬𝖾𝗌?
𝗍𝗁𝖾𝗒 𝖺𝗋𝖾 𝐃𝐫𝖔𝖜𝖓𝐢𝐧𝐠 𝗆𝖾.
𝖽𝗋𝖔𝖜𝗇𝗂𝗇𝗀 𝗂𝗇 𝕷𝖔𝖛𝖊.
𝐬𝐭𝖗𝖚𝖌𝖌𝐥𝐞 𝗍𝗈 𝗌𝖾𝖾 𝗎𝗋 𝖾𝗒𝖊𝖞𝖘 ❞


𓍯☁️ 𓂃𓏲࣪ ˖࣪ 𓂅 𝐒𝗂𝗋𝖾̀𝗇𝖾𝗠𝗈𝗋𝗍𝐞 Ꮺ ָ࣪ ۰ 𖣠 ✦🩰 ،، 


well
همه رو سعی کردم بذارم اگه خواستین چک کنین باز.♡
@Sigilla
اونایی که نبودن واقعا عذر میخوام زیاد وایب مناسبی نداشتن برای سبکی که نوشتم
تازه یه سری دیلی پرسونال نداشتن و فور کردن، انتظار نداشتین که بتونم راجع به فنگرلیاتون سناریو بنویسم درسته؟ ببخشید‌ به هرحال:"
خجالت کشیدن*


ઇ 💭 𝟢𝟣ʺ ❜
. ִ ֗ ⌗ 💒🐇᠉ این پی‌امو فور کنین دیلیتون تا طبق وایبی که از دیلیتون میگیرم،براتون یه سناریو بنویسم و یه پلی‌لیست کوچولو پیشنهاد بدم.
چنلای پرایوت؛ 🎀  ꥈ𓄵
꒱ اگه میشه قبل از فور کردن چک کنین بینین تایمش تموم شده یا نه مرسی




֗ ִ ˖ ᯅ ៸៸ 🎀 𓂅 ࣪ ꒰ ☁️ ꒱𓏲 𓂃ⵌ ˑ ִ ۫◟

Показано 19 последних публикаций.

71

подписчиков
Статистика канала