نمیدونم به چه دلیل جهنمیای خواب دیدم که بچهدار شدم یهو خودبهخود. کیوت هم بودا ولی بههرحال تو خود خواب هم حس میکردم زندگیم به آخر رسیده و اشکام بند نمیاومد و اینجوری بودم که وای این چه حماقتی بود. بعد خواب هم همین حسو داشتم.
بچه دیگه چه کوفتیه آخه. همینجوریش تو واقعیت خوشم نمیاد، تو خواب هم دست از سرم برندارن حالا.
بچه دیگه چه کوفتیه آخه. همینجوریش تو واقعیت خوشم نمیاد، تو خواب هم دست از سرم برندارن حالا.