ׂׂૢ 𝖣︎۪𝖺𝗇︎࣪𝖽𝖾꯭𝗅︎𝗂𝗈࣭𝗇︎ ‌


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана



Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций




Репост из: ㅤㅤㅤ𝖱𝗎𝗇𝗐𝖺̸𝗒 𝗐𝖺𝗅𝗄.ㅤ
ㅤㅤ @ 𝗌𝖾𝗈 𝗍𝖺𝖾𝗁𝖺 's элегантность
➖ ,shines in ??? каждом шагеㅤ ‌


Репост из: ‘ 𝚳𝖺ɾ꯴ᥣ𐔎𐔘𝖺 ٫
Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
𝀚 ּ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌⊱ ƚᥲ⍴ 𖹭‌ ƚᥲ⍴ ⊰ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ⭑ ݂͜͡💀




Репост из: ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌Hera Music
‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌ᮬ᷼︵᷼⏜ Շ᮫݁ꨲ᷃𐑞𐇽ᖘ᮫ ֹֹ݊᭓ꪴ͜𝇁ᛕֹֹ݊꯲ िɼ 𐓀᮫ꪴ͜ั𐓣᮫𐓟᮫𐒾𝖾ꨭ ᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳝᳜᳝᳜᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝𐨺𐨺᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳜᳝᳝ꨲ⏜᷼︵᷼   𑂳


Репост из: 𝔇𝔦‌ Inferi .
⠀    𖹌⠀ᤱ‌ᅠ──ᅠᅠriri bubble's ice cream :      友


‍ ‍ —﹙🎞﹚: مه به آرامی شیشه‌‌هایِ عمارت‌ را در آغوش گرفت؛ مانند مادری که بچه‌ی گمشده‌اش را پس از سالیان درازی می‌یابد و حائلی می‌شود میانِ من، باد و باران. به نامه‌های زهوار در رفته‌ی کاهی خیره می‌شوم؛ نوشته‌هایم توصیفی ناچیز از دَوَرانِ روزگار و معشوقه‌ام را برای من بازگو می‌کنند، گویا برای همیشه قرار است خوانده شوند. لباسی مندرس و کهنه به تن دارم؛ با این‌حال خانه‌ام تالاریست طلایی با شمعدانی‌هایِ گران‌قیمت. برای منی که سال‌ها در اندیشه‌های دیگران زیسته‌ام، همه‌ چیز خسته کننده است و نه آنکه خسته کننده به نظر برسد؛ اشتباه نکنید من ابدا خود را یک آنارشیستی که در مفهومِ نیهیلیسم غرق شده باشد نمی‌دانم و یا حتی خود را مسخ شده‌‌ی مفهومِ اگزیستانسیالیسم نمی‌بینم؛ اما تصورش را بکنید که روزنامه‌ها، دوربین‌ها و انسان‌های دیگر تا وقتی شما معنایی برای‌ِ آن‌ها نیابید و یا بهتر است بگویم نسازید، معنا پیدا نمی‌کنند با این‌ حال ایگو را نفی می‌کند و ارزش را به مساوات مانندِ رابین‌هودی در پوسته‌‌ی پادشاه بر سر مردم پخش می‌کند؛ صرف از نظر آن‌که خوب و بدی وجود داشته باشد. پس از جنگِ جهانی دوم و گذشت یک دهه با شروعِ جنگ ویتنام در سال ۱۹۵۵ فر‌قه‌ی نیهیلیسم گسترشی کاملا صعودی داشت، نا‌امیدی و فحشا بیشتر از پیش به جانِ مردم افتاد و طبیعتِ خوی انسان از توازن و تعادلش خارج شد. همانطور که من مانده بودم و شمارش سوال‌هایِ بی جوابم رفته رفته بیشتر می‌شد؛ دست کشیدم و حافظه‌ام را به باد فراموشی سپردم تا شاید از آن غوطه ور ماندن‌های بی اساس جانِ سالم به در برم. حالا دیگر خسته‌ام و چشم به انتظار درِ خانه؛ منتظرِ نگاه پرمعنایش و دستانِ زندگی بخشش، چه اهمیتی دارد زیستن برای دیگران به چه معناست آن‌هم وقتی من می‌توانم ساعت‌ها پشت بومِ نقاشیم بنشینم و بدنِ برهنه اما بی نقصِ الهه‌ام را از نظر بگذرانم و اثری ماندگارش کنم. سکوت شکست؛ صدای خش خش در، او را از نوشتن باز داشت. زندگیش پشتِ آن در بود.

— آنـائـیل؛ 𝟣𝟫𝟪𝟢 دوازده مـی.


              
              𝓢𝓱𝑒 𝘸𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘰 𝒽𝘦𝘢𝘷𝘦𝘯 𝒜𝓃𝒹 𝘣𝘢𝘤𝘬
        𝑁𝑜𝘸 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘴 𝒟𝘈𝘳𝘬𝘦𝘳 ..
᭢᜴꤬  ˖ ݁𖥔


ㅤ𝇃𝇂𝇃𝇄𝇃𝇂𝇂𝇃𝇄𝇃𝇂𝇃𝇄𝇂𝇂𝇃𝇃𝇄𝇄𝇄𝇂𝇃𝇄𝇃𝇂𝇂𝇃𝇃𝇄𝇄


My life takes place at night.

Just like an addiction


In the solitude of solitude, the heart finds ‌ ‌its truest voice






𝑑𝑎𝑚𝑛 𝑐𝑟𝑦𝑖𝑛𝑔...


You said you hated cats, but every time you saw them, you couldn't help but pet them. You said you hated rain, but you wouldn't open your umbrella. You said you hated flowers, but you made bouquets of them at the back of the classroom. You said you hated reading, but you always had a book in your hand. That's why I said you hated it.


I had a dream ‌ ‌ ‌
I got everything I wanted
But when I wake up, I see
You with me
And you say
“As long as I’m here, no one can hurt you
Don’t wanna lie here, but you can learn to
If I could change the way that you see yourself
You wouldn’t wonder why you hear
‘They don’t deserve you'" ‌




𝗉𝖺𝗂𝗇 𝗆𝖺𝗄𝖾𝗌 𝖺 𝗉𝖾𝗋𝗌𝗈𝗇 𝖺𝗇𝖽 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝗒𝗈𝗎 𝖺𝗋𝖾 𝗇𝗎𝗆𝖻 𝗍𝗈 𝗉𝖺𝗂𝗇 𝗂𝗍 𝗆𝖾𝖺𝗇𝗌 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗒𝗈𝗎 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝖻𝖾𝖾𝗇 𝗆𝖺𝖽𝖾 𝖾𝗇𝗈𝗎𝗀𝗁





Показано 20 последних публикаций.

57

подписчиков
Статистика канала