شب های روشن


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


Half in the shadows, Half burned in flames.
https://t.me/BiChatBot?start=sc-528916-3Lz6ZUm

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram


نذار کاری کنن فکر کنی هیولایی
تو زیبا تو زیبا تو زیبا تو زیبایی
نباید بترسی از خودت از تنهاییت
این زیبا این زیبا این زیبا این زیباییت..


You make me wanna scream
at the top of my lungs
It hurts but, I won't fight you
You suck, anyway
You make me want to die, right when I
When I wake up, I'm afraid
Somebody else might take my place


فکت


Well you look like yourself
But you're somebody else
Only it ain't on the surface
Well you talk like yourself
No, I hear someone else though
Now you're making me nervous


الان بنده خوابم یا بیدارم ممنون میشم اطلاع بدید.


وقتی فهمیدم مغرورم که جمله هامو بزرگ نوشتم رو دیوارای شهر بدون این که برای یک نفر توضیح بدم چرا.


یادت باشه، تو تعیین میکنی آخرین روز وقتی داری جلوم تیکه تیکه میشی ککم برات نگزه یا این که مردن برات یه مرگ ایده آل باشه واسم.


کاش انقدر این جمله رو برای توجیه کاراتون باب نکنین که "نمیخواستم اما نتونستم جلوی احساساتمو بگیرم" اعمالتونو گردن احساساتتون نندازید، آدم اگه بخواد میتونه جلوی حسشو بگیره شما خودتون انتخابش کردید بقیشم بهونست.




من نمیتونم چون ارتباطم با اکثر دوستام قطع شده گریه کنم من میتونم کصنمک باشم.


راف عزیزم،
این منِ پرحرفِ خیال باف به تو که میرسد لالِ لال، محوت میشود که چطور میخندی و حرف میزنی و نگاه پر مهرت را نثار منِ ترسیده میکنی، نگاهت به قدری پر مهر است که دلم میخواهد این لحظه های شیرین مملو از هیجان و ترس تا ابدیت ادامه داشته باشند حتی اگر قرار باشد در تمامیشان به سکوتم ادامه دهم و یک کلمه هم حرف نزنم و از خیال هایم نگویم و رنگ هایم را نشانت ندهم، چون همگیشان جلوی چشمم زنده می شوند و این خودش رویایی تر از خیال های کودکانه ی من است.
-ارادتمند تو لئو


I can’t help but be wrong in the dark
Cause I’m overcome in this war of hearts


اخیرا زیاد به داستانمان فکرمیکنم، داستانی که با خون خودت حرف به حرفش را نوشته ام چون تو قلمش را به دستم دادی، داستانی که وصل توهم هست چرا که هیچوقت جدای از من نبوده ای، حال آن را ورق میزنم و برایت میخوانمش گرچه صدایم زیبانیست، از روزگارمان برایت میگویم، از روزاهایمان که به رنگ خون بودند و از شب هایمان که نور داشتند، از کافه ی دنج کوچکمان تا آن جعبه ای که درش تمامی هدیه هایی که به من داده بودی را نگه میداشتم حتی آن گردنبند آبی رنگ، از تمام وقت هایی که برایم شعر میسرودی و تحسینت میکردم و آن نامه هایت که گرچه غرق در اشک بودند اما روشنی بخش قلبم بودند، حتی از آن لحظه که جدایمان کردند و از تمامی سال هایی که بی تو گذشت، داستانمان زیبا بود اما داغ گرمایش جگرمان را آرام آرام سوزاند و متوقف نشد، حتی تا چند برگ پایانی وقتی در آن سوی چمن زار ایستاده بودی، به آنجا که رسیدم نمیدانستم چرا همه ی این ها را انتخاب کردم و نوشته ام که به اینجا برسم، دنیا برایم تبدیل به مکانی شد خالی از رنگ و طراوت و عشق و همه ی آن مناظر زیبای اطرافمان در نظرم کریح شدند و زشت ، بوی نابودی می آمد اما طولی نکشید تا وقتی جمله ای گفتی، جمله ای قبلا هم در بین نوشته هایت بود و برایم خوانده بودی، جمله ای که هرگز از خاطرم نخواهد رفت و آن بود که مرا آرام کرد، حال به صفحه ی آخر رسیده ام، ما گوشه ای از تاریخمان، بدون پایان گم شده ایم اما داستانمان تمام نشده، دیگر میدانم برای هیچ چیز تاسفی وجود ندارد چرا که در روزی دیگر در داستانی دیگر تو را پیدا خواهم کرد.




واقعا ناراحتم که کلاس دفاع شخصی یا کاراته یا بوکس نرفتم بزنم چشموچار اینارو با دستام درارم-


"Fear has no place in freedom."


کاش یکتا بیاد بریم تظاهرات آکرمن بازی دربیاریم.


"تو اعماقت ممکنه هنوز همون بچه‌ای باشی که قبلا بودی ولی تو اونی نیستی که درونته، کاری که میکنی تو رو معنا میکنه."


امروز صبح یکی از زیباترین صبحا بود برام- حالم کاملل خوب شده بود بعد دو روز تونستم غذا بخورم اینستارم باز‌کردم‌ خبرارو دیدم اصلا جیجی جیجی :)))

Показано 20 последних публикаций.

31

подписчиков
Статистика канала