мιтαz


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана



Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


سکوت


داستان از تنه سبز و نازه و جوانی شروع شد که به رسم یاد بود به دستان من از بانویی از مهربانی های تمام نشدنی سپرده شد . روز ها به عبادت زیبایی و شب ها به مستی از عطر پیراهنش طی میکردم ک از قلب آبی ترین نهنگ دوران و زرد ترین سنجاقک قلبم آبی به تن به جمع ما اضافه میشد. و کاکتوس ها کم کم نوای دل کویرشان را با ما همصدا کردند و سپس عشق راستین سبزینه رو میان کشیده شد. گربه ایی از میان چمن های تازه در کالبدی از گیاه درون این خانه متولد شد و کم و بیش نور خانه بی صفای ما شد. قامت زرد گل های سبز دل از یک سو و دختر بچه ایی با چشمان آهو از سوی دیگر دلگرمی را به خانه اوردند . و برگ هایی به پهنای قلب اقیانوس و بی نامی میان خانه امد و مسیر افکار مارا جا به جا کرد. و زیبا همانطور که فکرش را میکردیم عزیزدل ما شد . و این داستان گلخانه ایی بود ک همه انسان بودند.


دنج ، سبز ، و ارام بخش




وجود من است !


مشکل از چشمات بی نقص تو نیست


میبینی و نمیبینی ام


زیبایِ زیبای من


گفتی غماتو جم کن بزار تو کوله بارم برم محوشون کنم که دیگه چشمات بارونی نشن نیلوفر آبی من گفتی وقتی برگردم انقد بغلت میکنم که تنم عطر تورو بگیره




و شور بخت قلمی ک زتو می تراود !


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram


کلام؟ یکم حرفای قشنگ نزنیم باهم ؟


خانه


موقعیت :
آسمان تیره تر از همیشه به سمت من لخند تلخ خاکستری میزند و این یعنی او هم چشمان تورا دیده است او هم اسیر شده :)




کور باشد دیده ایی که اشک های تورا میبیند .!


این معجزه موسیقی چشمان تو بود :)


Репост из: remedy


رگ میدرد این درد که هم درد زتوست هم درمانش

Показано 20 последних публикаций.

41

подписчиков
Статистика канала