حنآ


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


خاکستری.
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-147311-dhIYcH5

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


00:00


بازهم کمی من.


کمی من.


ببوس مرا در سرد ترین روز سال ببوس مرا گرم شم از وجود تو.ببوس مرا در جنگ این انسان نماها.ببوس مرا در هیاهوی غم و خشم. ببوس مرا ب دور از جماعت زنده کش مرده پرست. مرا ببوس در میدان آزادی.ببوس مرا ک بوسه ات مرا هزاران بار میکشد و جان می‌بخشد. ببوس مرا مرحم زخم های من.ببوس مرا ک با بوسه ات التیام می‌بخشد روح بیمارم.
ببوس مرا.


تو بیا درد مرا نوازش کن؛تسکین درد من.


اونی ک عاشق تو بوده الان غرق شده.




دکتر میگه تو خیال منی،خیال اخه مزه شیر نارگیل میده؟خیال وقتی نگاه میکنه چشاش میخنده؟یه روز از آسایشگاه میزنم بیرون زیر برف برات باقالی داغ میگیرم میام وایمیستم جلوت گوشه لبت که قرمز شده از سرما و میبوسم،پرستار میگه باید سرمو برق بزارن نمیدونه سر من با گرمی دستات خوب میشه،به اینا بگو خوبم شبا قرصای سفیدمو میخورم روزام انقدر به در نگاه میکنم که انگار قراره از این در بیای تو و مثل دیوونه های خودمو گم کنم تو بغلت،مورچه ها با زبون بی زبونی میگن میای،تابستون رفت زمستون شد مورچه ها رفتن توام نیومدی،دیگه نیا میخام از اینجا فرار کنم دونه برف شم گوشه لبت بشینم!




لباسات رو زمین پایین تاکسی.




من گم شده بودم. دقیق نمیدونم خودمو گم کرده بودم یا گم شده بودم اما میدونم تو پیدام کردی. دستامو گرفتی و منو از هجوم انبوه افکار بیمارم بیرون کشیدی. روی موهام دست کشیدی برام سیگار روشن کردی و قول دادی که اوضاع درست میشه. تو چی بودی؟ آدم؟ نه. تو متعلق به این زمین گرد مزخرف نبودی تو حوا بودی من نفس میکشیدمت. تو مقدس بودی. دور از لیاقت این آدما بود که لمست کنن که چشماشون توی سیاهیه نگات بیوفته. وجودت لطیف و پرستیدنی بود. هربار که میدیدمت همه ی نگرانی هام جاشو به ترس از دست دادنت میداد. این ترس کثیف لعنتی که مدام در گوشم زمزمه میکرد "چشماش زیادی خوشگله". همه منو محکوم میکنن ازم فرار میکنن اما تو میدونی من حق داشتم. حق داشتم چاقو رو بکنم توو قلبت تا مطمئن شم هیچکس با لمس تنت تورو پژمرده نمیکنه.




عقربه های ساعت میگذره و من با تموم‌ وجودم میخام جلوش رو بگیرم نرسه اذان صبح میترسم از اذان صبح کاش بیدار نشم بعد از اذان صبح صدای ناقوس مرگ فریاد می‌کشه الله و اکبر الله و اکبر
موذن خفه شو داد میزنم خفه شو ولی صدامو نمیشنوه پرسه میزنم تو اتاقم،کل خونه رو متر میکنم نمیخام عقربه های ساعت و ببینم ک نزدیک و نزدیک تر میشن میخام ک بمیرم.
_می رسد روزی ک ما شماهارا از طناب هایتان آویزان میکنیم و می‌خندیم))


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
❤️‍🩹


من آرزوم اینه بفهمم صاحب آسمون کیه؟






بیا نجاتمون بده از دست این قاتلا.



Показано 20 последних публикаций.

380

подписчиков
Статистика канала