Репост из: Mine
نمیدونم برای بار چندم باعث شدم بشکنی..
بهت نگاه میکنم، خیره به چشمهام میشی و
چشمهاتو میدزدی، تا نبینم ابرش بارونی شده
تا میخوام حرف بزنم، لبات ازهم فاصله میگیرن
ساکت میشم که تو بگی، ولی تو هم ساکت میشی
اما مژههایی که خیس شدن، چیزی از قلم نمیندازن..
بارها شکستی، بارها
و من شاهد تموم شکستنهات بودم و هیچی نگفتم، هیچی
اما متوجهی که اونا میخوان کم بیاری؟
دوست دارن مثل خودشون، از سنگ شی؟
هدفشون اینه دور بریزی همهٔ حسهای زیباتو؟
از این به بعد، فقط دوستت نیستم، بزرگترین حامیتم.
تو همهٔ این سختیهارو تحمل کردی، اجازه نمیدم کم بیاری
با دیدن نگاه خیرهت لبخند میزنم، کاش میشد آینه رو کنار بزنم و لبخند بیجونتو به آغوش بکشم:)
بهت نگاه میکنم، خیره به چشمهام میشی و
چشمهاتو میدزدی، تا نبینم ابرش بارونی شده
تا میخوام حرف بزنم، لبات ازهم فاصله میگیرن
ساکت میشم که تو بگی، ولی تو هم ساکت میشی
اما مژههایی که خیس شدن، چیزی از قلم نمیندازن..
بارها شکستی، بارها
و من شاهد تموم شکستنهات بودم و هیچی نگفتم، هیچی
اما متوجهی که اونا میخوان کم بیاری؟
دوست دارن مثل خودشون، از سنگ شی؟
هدفشون اینه دور بریزی همهٔ حسهای زیباتو؟
از این به بعد، فقط دوستت نیستم، بزرگترین حامیتم.
تو همهٔ این سختیهارو تحمل کردی، اجازه نمیدم کم بیاری
با دیدن نگاه خیرهت لبخند میزنم، کاش میشد آینه رو کنار بزنم و لبخند بیجونتو به آغوش بکشم:)