...ببخش که سیاهی موهات و درخشش چشمات از دست مداد خجالتزدهی من بر نمیاومد.
ولی تو... جدا باید کیوت میموندی.
چون حالا دوباره بایس منو به خودت برگردوندی و این حتی ذرهای برات سخت نبود.
ولی تو... جدا باید کیوت میموندی.
چون حالا دوباره بایس منو به خودت برگردوندی و این حتی ذرهای برات سخت نبود.