هفده سالگی.


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


خفهشین.

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


ما دلمون برای آدما خیلی تنگ میشه ، رابطه های دوستی ، رابطه های عاشقونه ما به فکر برگشتن به اون رابطه ها هستیم و هی به خودمون میگیم اگر اون حرف و میزدم و اگر فلان حرف و نمیزدم، اگر اون کار و میکردم یا اون کار و نمیکردم شاید الان اینجوری نمیشد و همچنان رابطه مون ادامه داشت ، شاید هنوز اون آدم توی زندگیمون بود ، به هر حال ذهنمون ما رو بازی میده چون وقتی به اون آدم فکر میکنیم تنها خاطرات خوبمون یادمون میاد و کاملا بی احترامی ها رو نادیده میگیرم ، ولی ازت میخوام اون بی احترامی ها رو هم ببینی ، چون اونا دلیل بیدار و بودن و کل شب گریه کردن تو بودن ، اونا دلیل این بودن که تو فکر کنی کافی نیستی و ارزشی نداری و حالا که تو زندگیت نیستن میگی دلت براشون تنگ شده و این مشکلی نداره ولی تو بهشون نیازی نداری .


کاش میشد زیر لایه لایه پتو مرد.


کاش زندگی حداقل مثل اسمش زندگی بود نه اینکه یه عده آدم کصخل و علاف خودش کنه که مردگی کنن‌.


هیچکس و ندارم برای حرف زدن و این خیلی افتضاحه،چون همه چی و میریزم تو خودم و باید سعی کنم خودم رو آروم کنم و اینجوری میشه که توهم میزنم و هر کیر خری که اتفاق افتاد بدو میرم سراغ توهم،
توهم توهم و توهم تا اینکه کل زندگیم توی حمام روی تخت توی دستشویی موقع گریه خنده آهنگ گوش دادن شادی غم ناراحتی ثانیه به ثانیه و لحظه به لحظه عمرم رو توهم زدم توهم آدمو نابود می‌کنه.


کاش ۱۸ سالگی حق فرار از خونه رو بهمون میدادن.


میدونی هفده سالگی تهِ تهِ‌اش باید می‌نشستیم رو نیمکت زنگ زده پارک بستنی قیفیمون رو لیس می‌زدیم و به بچه کوچولو هایی که داشتن سرسره بازی میکردن حسودی میکردیم ، ولی مثل سگ زیر یه حجم پتو گریه میکنیم ، این چندسالگیه که به اسم هفده سالگی خراب شد ؟


میشه بیایی اینجا بشینی تا این بغضی که از رفتنت داره خفه‌ام می‌کنه رو به جای گریه توی صورتت استفراغ کنم ؟


کاش یکیو داشتم بغلم میکرد،
راستی بغل کردنا چه طعمیه؟


و در آخر نه اسم میمونه نه یاد و نه خاطره موزیک میمونه وقتی همه رفتن موزیک هست وقتی هیچکس نیست موزیک هست ، اون تنها کسیه که تنهات نمیزاره با لذت گوشش کن ، توش غرق شو و مثل یه نسکافه لذت بخش بنوشش ، اون خودِ خود درمانه.


تنهایی شده تنها درد ما .


کاش وقتی بدنیا اومدیم به جای اذان تو گوشمون میگفتن عاشق نشو .


عید امسال همدیگه رو از پشت گوشی واقعا باید ببوسیم ؟


میدونید درد از کجا آغاز شد ؟
درد از همونجایی شروع شد که هی اطرافیانت چرت و پرت گفتن و تو بغض کردی هی کصشر گفتن و تو بغض کردی اما بغضت رو با گریه خالی نکردی ، به جاش جواب حرفاشونو با اون بغض دردناکت لبخند زدی ، ه‍مین آغاز درد بود ، همین که گذاشت رفت و تو بغض کردی تا غده شد رو گلوت همین درد داشت ، اصن بغض خودِ خود دردِ داداش ، هرجا هم دردت بگیره اول بغض میکنی .


من حتی وسط مهمونی هم با آدمای خیالی دور خودم خوشم .


هفده سالگی همون سن سگیه که ما همه مون یه دور توش مردیم.


میشه یکی بهم بگه حال دلت چطوره تا منم از ته دل زجه بزنم خوب نیست ، میشه لطفاً ؟!


دلم میخواد پنجره رو باز کنم بپرم بیرون ، اینقدر آدمای دورم آدم نبودن که دیگه توانایی موندن ندارم ، بیشتر اینکه آدم از بیماری رنج ببره این آدمای دوهزاری بیمارش میکنن ، یه بیماری که درمانی هم نداره ، من به دست همین آدما مردم کافیه جسمم هم بره تو قبر فقط همین .


هفده سالگی اینطوریه که تو متوجه میشی هیچ آدم زنده ای که دورت هست واقعی نیست ، هیچ آدم واقعی اصلا وجود نداره همه دوستی ها شده کصشر خالص ، از اونجا به بعد شروع می‌کنی با افراد خیالی که خودت ساختی زندگی کردن ، اونجوری خیلی خوشبخت تری مگه نه ؟


ولی خب من با آهنگام دوستم ، من با این چنل دوستم من کلی توهم دارم که با اونا دوستم ، من با تمام شیر کاکائو و نودلای دنیا دوستم ، من درسته با انسان ها دوستی ندارم ولی من با خودم دوستم من با تمام خوراکی ها و پیتزا ها دوستم ، من با تمام افراد خیالی دورم دوستم، ولی بازم با این همه دوستی و رفیق باز بودنم با هیچ آدمی دوستی ندارم .


عذاب آوره بری ولی بدونی دل کسی تنگ نمیشه.

Показано 20 последних публикаций.

793

подписчиков
Статистика канала