اگه ازتون پرسیدن با دوستتون، عشقتون،
رفیقتون یا هر کس...
که چرا باهم ادامه ندادید حس واقعیتونو بگید بگید که خیلی جاها
دلم براش تنگ میشه وقتی خوشحالم و اتفاق خوبی میفته دلم براش تنگ میشه چون دوست داشتم که تموم این اتفاقات رو
براش با ذوق و شوق تعریف کنم! وقتی ناراحتم و اتفاق بدی میفته
هم دوست داشتم که باشه چون تنها کسی بود که میتونستم
باهاش درد و دل کنم و از همه چیز باهاش حرف بزنم!
اما مسیرمون یکی نبود؛
دلایلی برای جدایی داشتیم و باهم به اندازه کافی خوشحال نبودیم! اما همیشه براش آرزوهای خوب دارم !
t.me/TavaHo_m