❀وایب یه قصر صورتی فانتزی میدی یا کفش های صورتی باله.
تو مثل یه فرشته نگهبان کیوت و دوست داشتنی هستی که میخوای مراقب هرکسی که میشناسی و نمیشناسی باشی. هرچیزی که در مورد مراقب از روح و جسم بلدی یادشون میدی و بهشون حتما چند بار تکرار میکنی که باید مراقب خودشون باشن.
بعضی وقتا مردم خیلی ناسپاس میشن من بهشون یه زندگیراحت و یه موقعیت بهتر میدم. اونا القاب زشتی بم میدن. "لوس،ننر،ضعیف،چندش"
بیخیال گایز .اینا اونقدرام بد نیست فقط شما نمیتونید تحمل کنید .من نمیخوام طبق میل شما جلو برم من فقط میخوام زندگی اروم و فانتزی و رنگی رنگی داشته باشم جایی که در اون عدالت داد بزنه و شادی فریاد.
بعد از اینکه کارشون با من تموم میشه منو داخل یه کمد میزارن اما کسی نمیپرسه برای اینکه این رقص یا حرکت باله رو یاد بگیری چقد تمرین کردی یا اسیب دیدی؟
شبایی وجود داشت که پوسته ی من زخمی میشد اخه صاحبم انقد تمرین میکرد پاهاش خون میومدن. اما بازهم تلاش میکرد اونو مسخره میکردن که استعدادی نداره اما اون بیشتر ترغیب میشد تلاش کنه. منم مجبور بودم همراهیش کنم اون بهترین دوست من بود وقتایی که توی هوا پرواز میکردم مثل یه رویا بود برام .رویایی که اخرش مشخص نبود اما هدفش موفقیت بود.به هدفش رسید و من جزو اثار محافظت شده شدم.اما باز هم منو نادیده میگرفتن و از کنارم گذر میکردن. صاحبم هیچوقت حاضر به تعویض من نشد اون ایمان داشت من کسی بودم که کمکش کردم تا موفق شه .حقم داشت وقتی شب نمیخوابید و تا دم دم های صبح تمرین میکرد من پیشش بودم.وقتی توی مسابقه استرس لرزه به جونش مینداخت من بودم. اما اینا رو نمیگم که منت بزارم فقط میگم یکم فقط یکم بیشتر منو دوست داشته باشید من لایق بهترینا هستم همین.
──────✦──────
مقتول میشدی! از سرکار برمیگردی و شامی که با تیمت خوردی کمی سنگینت کرده.جشن موفقیتت بود نمیشد نه گفت واسه همین تصمیم گرفتی پیاده تا خونه بری . یه نفر مست از بغلت رد میشه و بهت میخوره. تو ازش معذرت میخوای و عبور میکنی اما اون ولت نمیکنه و میگ شونش اسیب دیده. با مهربونی ازش میخوای ببریش بیمارستان و اروم حرف میزنی تا عصبانیتش بخوابه. اما اون هلت میده و سرت میخوره به جدول و میمیری.
彡↳To dear
تو مثل یه فرشته نگهبان کیوت و دوست داشتنی هستی که میخوای مراقب هرکسی که میشناسی و نمیشناسی باشی. هرچیزی که در مورد مراقب از روح و جسم بلدی یادشون میدی و بهشون حتما چند بار تکرار میکنی که باید مراقب خودشون باشن.
بعضی وقتا مردم خیلی ناسپاس میشن من بهشون یه زندگیراحت و یه موقعیت بهتر میدم. اونا القاب زشتی بم میدن. "لوس،ننر،ضعیف،چندش"
بیخیال گایز .اینا اونقدرام بد نیست فقط شما نمیتونید تحمل کنید .من نمیخوام طبق میل شما جلو برم من فقط میخوام زندگی اروم و فانتزی و رنگی رنگی داشته باشم جایی که در اون عدالت داد بزنه و شادی فریاد.
بعد از اینکه کارشون با من تموم میشه منو داخل یه کمد میزارن اما کسی نمیپرسه برای اینکه این رقص یا حرکت باله رو یاد بگیری چقد تمرین کردی یا اسیب دیدی؟
شبایی وجود داشت که پوسته ی من زخمی میشد اخه صاحبم انقد تمرین میکرد پاهاش خون میومدن. اما بازهم تلاش میکرد اونو مسخره میکردن که استعدادی نداره اما اون بیشتر ترغیب میشد تلاش کنه. منم مجبور بودم همراهیش کنم اون بهترین دوست من بود وقتایی که توی هوا پرواز میکردم مثل یه رویا بود برام .رویایی که اخرش مشخص نبود اما هدفش موفقیت بود.به هدفش رسید و من جزو اثار محافظت شده شدم.اما باز هم منو نادیده میگرفتن و از کنارم گذر میکردن. صاحبم هیچوقت حاضر به تعویض من نشد اون ایمان داشت من کسی بودم که کمکش کردم تا موفق شه .حقم داشت وقتی شب نمیخوابید و تا دم دم های صبح تمرین میکرد من پیشش بودم.وقتی توی مسابقه استرس لرزه به جونش مینداخت من بودم. اما اینا رو نمیگم که منت بزارم فقط میگم یکم فقط یکم بیشتر منو دوست داشته باشید من لایق بهترینا هستم همین.
──────✦──────
مقتول میشدی! از سرکار برمیگردی و شامی که با تیمت خوردی کمی سنگینت کرده.جشن موفقیتت بود نمیشد نه گفت واسه همین تصمیم گرفتی پیاده تا خونه بری . یه نفر مست از بغلت رد میشه و بهت میخوره. تو ازش معذرت میخوای و عبور میکنی اما اون ولت نمیکنه و میگ شونش اسیب دیده. با مهربونی ازش میخوای ببریش بیمارستان و اروم حرف میزنی تا عصبانیتش بخوابه. اما اون هلت میده و سرت میخوره به جدول و میمیری.
彡↳To dear