˒ صداش میزدن پسر ستاره ای! تو چشماش پر از ستاره بود. ستاره های پر نور و درخشانی که پشت هرکدومشون داستانی از شادی ، خشم ، ترحم ، عشق و پستی جای گرفته بود ؛ حتی ستاره هایی که نمیشد اونارو تو چشماش دید اما انعکاسش رو توی ماه چرا!
برای دیدن اون اکلیل های ریز و درشت باید تاریک باشی! هرچقدر بیشتر تیره باشی ، واضح تر میتونی ببینیش. واسه همین بود که هرکسی کنار اون پسر قرار میگرفت پر از زخم و درد بود.
نورهای ستاره هاش رو وارد روزنه زخم های بقیه میکرد تا درمانگر باشه ؛ اما کسی تا حالا ازش پرسیده بود اون پسر ستاره ای روی زمین چقدر دلش برای ماه تنگه ؟
برای دیدن اون اکلیل های ریز و درشت باید تاریک باشی! هرچقدر بیشتر تیره باشی ، واضح تر میتونی ببینیش. واسه همین بود که هرکسی کنار اون پسر قرار میگرفت پر از زخم و درد بود.
نورهای ستاره هاش رو وارد روزنه زخم های بقیه میکرد تا درمانگر باشه ؛ اما کسی تا حالا ازش پرسیده بود اون پسر ستاره ای روی زمین چقدر دلش برای ماه تنگه ؟