کآش بیآی بریم شهربآزی . .
تو خیآبون قدم بزنیم . .
بریم جیگرکی . .
تو سر به سرم بزآری و من بدون توجه به آدمآ بلند بلند بخندم.
از جیبآت لوآشک در بیآری و من با ذوق بغلت کنم.
بعدش بشینیم روی چمنآ
سرم و بزآرم روی پآت خوآبم ببره . .
مثل همه ی اون روزآیی که بوسیدی و از خوآب پریدم . .