𝘼𝙡𝙢𝙖'𝙨 𝙝𝙖𝙣𝙙𝙬𝙧𝙞𝙩𝙩𝙚


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


🍏𝘢 𝘱𝘭𝘢𝘤𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘈𝘭𝘮𝘢'𝘴 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘳𝘦𝘢𝘮𝘴
𝘢 𝘱𝘭𝘢𝘤𝘦 𝘸𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘐 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘸𝘳𝘪𝘵𝘦 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘳𝘪𝘵𝘦 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘳𝘪𝘵𝘦 𝘸𝘪𝘵𝘩𝘰𝘶𝘵 𝘢𝘯𝘺 𝘸𝘰𝘳𝘳𝘪𝘦𝘴
℘ https://telegram.me/BChatBot?start=sc-558520-pktR2Ss

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


او رفت،
فقط برای چندی تارِ مو!
و ما همگی سوگوار گشتیم
و پس از دخترمان، پسرمان نیز رفت،
فقط برای شهوت دیگران!
و دوباره درحالی که هنوز لباس های سیاهِ‌مان را به تن داریم، سوگوار شدیم
و مرگ یکی پس از دیگری گریبان دختران و پسرانِ‌مان را می‌گیرد
و ما زیر این بار فریاد می‌کشیم برای آزادی
و باز هم کشته می‌شویم
باز هم سوگواری
باز هم اعتراض
و باز هم با سیه پوشی، با اندکی امید، با دل های اندوهگین فریاد می‌کشیم...
...تا حقِ‌مان را پس بگیریم!

-آلما


سلام موسیو ویکتورِ عزیزم
زندگی بدونِ من خوش میگذرد؟
هر روز در کافه کازابلانکا میبینمت، ولی تو حتی نگاهت را از من دریغ میکنی
فکرش را نمیکردم که به زودی قفلی را که در پل هنر بر روی رود سن بستیم، فراموش کنی
آن جمله های عاشقانه همه پوچ بود؟
چنان در آخرین دیدارمان مرا خار و خفیف نمودی و ترکم کردی که هنوز در شوک مانده ام
و وقتی به این فکر میکنم که تو مرا به آن زنیکه خرفت فقط بخاطر پولش ترجیح دادی.. قلبم درد میگیرد
این آخرین نامه ایست که از من دریافت میکنی ویکتور
همان بهتر است که بروم و پیدایم نشود و در خلوت غریبانه خودم به آموزش باله ام ادامه دهم
-آلما


برای بقا می‌جنگیم
در دنیایی که
مرگ بقای اصلیست

-آلما


‍ 𝐹𝓁𝓎 𝓂𝑒 𝓉𝑜 𝓉𝒽𝑒 𝓂𝑜𝑜𝓃
𝐿𝑒𝓉 𝓂𝑒 𝓅𝓁𝒶𝓎 𝒶𝓂𝑜𝓃𝑔 𝓉𝒽𝑒 𝓈𝓉𝒶𝓇𝓈
𝐿𝑒𝓉 𝓂𝑒 𝓈𝑒𝑒 𝓌𝒽𝒶𝓉 𝓈𝓅𝓇𝒾𝓃𝑔 𝒾𝓈 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝑜𝓃
𝒥𝓊𝓅𝒾𝓉𝑒𝓇 𝒶𝓃𝒹 𝑀𝒶𝓇𝓈
𝐼𝓃 𝑜𝓉𝒽𝑒𝓇 𝓌𝑜𝓇𝒹𝓈, 𝒽𝑜𝓁𝒹 𝓂𝓎 𝒽𝒶𝓃𝒹
𝐼𝓃 𝑜𝓉𝒽𝑒𝓇 𝓌𝑜𝓇𝒹𝓈, 𝒷𝒶𝒷𝓎, 𝓀𝒾𝓈𝓈 𝓂𝑒
𝐹𝒾𝓁𝓁 𝓂𝓎 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉 𝓌𝒾𝓉𝒽 𝓈𝑜𝓃𝑔 𝒶𝓃𝒹 𝓁𝑒𝓉 𝓂𝑒 𝓈𝒾𝓃𝑔 𝒻𝑜𝓇 𝑒𝓋𝑒𝓇 𝓂𝑜𝓇𝑒
𝒴𝑜𝓊 𝒶𝓇𝑒 𝒶𝓁𝓁 𝐼 𝓁𝑜𝓃𝑔 𝒻𝑜𝓇 𝒶𝓁𝓁 𝐼 𝓌𝑜𝓇𝓈𝒽𝒾𝓅 𝒶𝓃𝒹 𝒶𝒹𝑜𝓇𝑒
𝐼𝓃 𝑜𝓉𝒽𝑒𝓇 𝓌𝑜𝓇𝒹𝓈, 𝓅𝓁𝑒𝒶𝓈𝑒 𝒷𝑒 𝓉𝓇𝓊𝑒
#Music
━━┈┈━━┈┈━━┈┈.°୭
ᝰ @Almameows ↵


در بند هستم
نمی‌دانم ماهیتش چیست
فقط می‌دانم که مرا محدود کرده است
آزادی‌ام را می‌خواهم
دلم می‌خواهد ازین بند خلاص شوم و کفش های پوینتم را بردارم و فرار کنم
نمی‌دانم به کجا، فقط می‌خواهم بروم
و دست هیچکس به من نرسد
تا بلکه بتوانم بی‌هیچ دغدغه‌ای باله برقصم

-آلما


خواهان عشقی هستم که در کتاب ها درباره‌اش می‌نویسند، در فیلم ها کارگردانی‌اش می‌کنند و در آهنگ ها از آن می‌خوانند
-آلما


‍ 𝐼 𝒷𝑒𝓁𝒾𝑒𝓋𝑒 𝒶𝓁𝓁 𝓎𝑜𝓊𝓇 𝓁𝒾𝑒𝓈
𝒯𝒽𝑒 𝓁𝑜𝑜𝓀 𝒾𝓃 𝓎𝑜𝓊𝓇 𝑒𝓎𝑒𝓈
𝒴𝑜𝓊 𝓂𝒶𝓀𝑒 𝒾𝓉 𝒶𝓁𝓁 𝓈𝑒𝑒𝓂 𝓉𝓇𝓊𝑒


رویایی دیدم
رویایِ شیرینی بود و البته دست نیافتنی!
دوست داری برایت تعریفش کنم؟
بهشتی از گل های رز را تصور کن با چندی آهو، سنجاب و خرگوش!
حال خودمان را تصور کن در لباسی به رنگ ابر ها،
نشسته ای و به درخت بلوط تکیه داده ای و من سرم را
بر روی عضلات ران تو نهاده ام
و گنجشک ها سمفونیِ بی نظیری را برایمان رقم میزنند
و تو همراه گنجشک ها برایم میخوانی.
و من بلند می شوم و با این قطعه شروع به رقصیدن میکنم
باله البته!
روی نوک انگشتانم می ایستم و چند پرش کوتاه میزنم
و میچرخم و میچرخم و میچرخم...
حال حسم را درک میکنی ماهِ من؟

-آلما


¿ ¹⁵ ?




نمی‌دانم چه سرّی در وجود من است که فقط لبخند میزنم!
وقتی خوشحالم ،
وقتی ناراحتم ،
وقتی گریه میکنم ،
وقتی از درون پوچ هستم ،
وقتی قلبم شکسته است ،
مهم نیست چه شرایطی دارم؛لبخند از روی لب هایم پاک نمی‌شود.
-آلما


نمیدانم نمیدانم دلم از چه چیزی پر است
که دارد وجودم را می‌بلعد
که دارد عقل از سرم می‌پروراند
که دارد مرا در زندانی از افکار، حبس می‌کند
به دنبال پرتوی نوری می‌گردم که مرا ازین زندان تاریکی نجاتم دهد
ولی همه جا تاریک است...تاریکی...تاریکی...

-آلما


در درد عظیمی غوطه‌ور شده‌ام
دردی که قلبم را از کار انداخته
دردی که عضو به عضو فلجم می‌کند
دردی که حتی بخاطرش نمی‌توانم لبخندی بزنم!
دردِ ناعلاجی است که اگر نیایی آرام نمی‌گیرد
به خیالت می‌توانی این درد را تسکین دهی؟

-آلما




و اینجا ازین به بعد جایی میشه برای نوشتتنم


خوب باید بگم برای اولین چالشم(که اخریشم هست) سخت بود


وای تموم شد


❥ Safe Haven 🦋
سلام پروانه جانم
خوبی جانا؟
فکر میکنم مدت زیادیست که یکدیگر را ملاقات نکرده ایم
اخرین بار در کافه دانشگاه دیدمت
سازه های دستیَت را به دست گرفته بودی و به دنبال اساتید راه افتاده بودی
خیلی تصویر کیوتی از خودت ساخته بودی لپ هایت را باد کرده کرده بودی و سر استاد غر میزدی
نمیدانم چرا دارم برایت نامه مینویسم چون من برایت شخص مهمی نیستم
ولی محدوده تو برایم عشق ممنوعه تعریف شده
خیلی دوست داشتم بتوانم برای اولین و آخرین بار در زندگیَم در آغوش بگیرمت و لپ های گل اندخته ات را با با بوسه پر کنم
ولی وقت رفتنم است فکر کنم فقط روحم بتواند این کار را انجام دهد..
نمیدانم فقط میتوانم بگویم خوشحال باش!
-آلما


❥ M.A.gPo 🐈🩰
سلام بالرینِ من
اکنون کفش های پوینتی که بتازگی گرفته ام را پوشیده و برایم با قطعه دریاچه قو اجرا میکنی
با پیرووتی که میزنی لبخندی میزنم و با لذت تماشایَت میکنم
چگونه میتوانی بگویی هیچکس در بدترین روز های زندگیَم هم وجود ندارد..آیا من یک هویج هستم؟
وقتی موفقیت های تو را در باله میبینم روح از بدنم پر میکشد
وقتی از اعماق وجودت میخندی، خوشحال ترین معشوق کهکشان ها میشوم
وقتی برایت پیانو میزنم از برق چشم هایت انرژی میگیرم عسلِ من
و به قسمت تلخ داستانمون میرسیم عروسکم
باید برم..یجای خیلی دور..البته میتوانم به خوابت بیایم
فلشی از فیلم های پیانو زدنم ضبط کرده ام در کشو سوم است
و برایت مقدار انبوهی کفش پوینت سفارش دادم، چون حداقل چهار روز یکبار عوضشان میکنی
و فقط میتوانم بگویم دلم برایت تنگ میشود و فراموشم نکن
البته من نیز در زندگی بعدیم به گربه ای تبدیل خواهم شد و هرروز می آیم و رفع دلتنگی میکنم!
-آلما


هعف استیکر آهو نداشت بژالم برات

Показано 20 последних публикаций.

13

подписчиков
Статистика канала