'𝙈𝙚𝙨𝙚'


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


- چرا ماه؟
+ وقتی بهش نگاه میکنم،آروم تر نفس میکشم.حتی گاهی تصور میکنم درونش گم شدم..میتونی حسش کنی؟ واقعا دیوونه کنندست!
-وقتی توی آسمون گم میشه چی؟..
+هرشب،میرم روی پشت بوم،دراز میکشم و به آسمون خیره میشم،تا خودشو بهم نشون بده!
.......

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


جرج،رخِ شادی درون زندگی من وجود دارد که تا ابد به رخِ زندگی ام شادی میبخشد .


Репост из: رُخ شاد؛
جرقه های ریز، حاصل از سوختن هیزم آتش؛
تو آنجایی ، و من اینجا '
هنگام نواختن پیانو، نگاه چشمانم به سمتت میچرخد، چشمان تیرهٔ تو، حال با حاله ای گرم،
میدرخشد؛
همان جا، در محو زیبایی ات، گم شدم '
دستانم برایت میخوانند «دوستت دارم».

زمزمه میکنم "دوستت دارم.




درونش قایم شو،تورا هل بدهم و بروم.
اما نمی‌دانم به کجا..
مرا میشناسی..
پیدایش میکنم ولی..
جایی که من و تورا نگه دارد،پیدا میکنم.




توهین نباشد، راجب همه ی آن ها حرف نمیزنم.
اما جرج،مرا خسته میکنند .
نگاهشان را دوست ندارم .
به من حس امنیت نمیدهند‌‌.
شاید هم من برای آن ها عجیب هستم.
بگذریم..
اگر تا ده سال دیگر زنده بودم،یعنی درسال ۲۰۳۲،میگویم که نظرم تغییر کرده است یا نه.


جرج اورول عزیز،
میخواستم به تو بگویم کتابت در قفسه ی کتاب ها مرا دقیقا به سال ۱۹۸۴ میبرد.
نمیدانم زندگی کردن در آن سال چگونه است،
اما من در سال ۲۰۲۲ زندگی میکنم.
بین خودمان بماند..نمیتوانم قطعی بگویم
همه چیز دارد رو به لوکس بودن میرود،اما آدم هایش هنوز هم لایق این نیستند .
دیده ای گاهی در یک خانه رنگ و رو رفته و قدیمی هرچقدر وسایل جدید و خاص بگذاری بازهم زیبایی ندارد،انسان های این دوره هم همین هستند !




یا شبیه به آدم هایی که به او تهمت ذاتی زشت زده اند.


عجیب'
سیستمی ندارد.
بر پایه ی هیچ بنیادی نیست.
حتی زمانی برای آن صرف نشده است..
زشت است و زیبایی ندارد،شبیه به گونه ای از انسان ها .
گویی آن ها را در پنج دقیقه کشیده اند،از چشم هایشان هم میتوان دید چقدر آلوده به سیاهی هستند!


محو شده در کتاب،و در طبیعت!




Репост из: هوژین🌱
امروز وقت ندارم بنویسم
در عوضش دلم سبزک جدید میخواد؛
فور کنین، فور میکنم ازتون💚


وقتی عصبی است.
وقتی غمگین است.
وقتی خسته است.
شروع میکند به بازی با انگشت هایش،...
دستش را در موهایش فرو میکند .
+ آرام باش .
آرام باش
و زیر لب تکرار میکند.


قورباغه'
موجود عجیبی که دوستش ندارم .
او هم پاسخ میدهد:
- من هم دوست ندارم.
پشتش را میکند و می رود.




بیا کنار هم خوشحال باشیم.
زیر لب زمزمه میکند:
+ کنار هم خوشحال باشیم.
دوست دارم
دوست دارم...
سرش را بلند میکند و ماه خیره میشود.
+دوستش دارم ماه.


نامه اش را باز میکند .
میخواند و لبخند میزند..
چشمهایش قفل جمله ی آخر آن میشود!..
آرام عطرش را بو میکند..
عطر او ،
نفس عمیقی میکشد.
+ بیا دست های هم را محکم بگیریم .




درهم '

Показано 20 последних публикаций.

38

подписчиков
Статистика канала