روایت دست‌ها`


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана



Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Репост из: دویست‌و‌چند تکه استخوان.
بغل بدهکاری.


حرفایی که نمی‌توانست به زبان بیاورد با نفس‌های عمیقش بیرون می‌فرستاد.


به جای کسی که باید، تو می‌درخشی عزیزم.


دستاش از زخم خط خطی بود. ولی اونا باید خط‌خطی‌های خودکار می‌بودن.


چیزهایی هست که نمی‌دانی.


Репост из: Elaha🦖
………


حالم بد.


If you ever feel alone, don't.


گرسنگی پوست.


کاش دوستم داشتی.


من دلم برای کارایی که هیچ‌وقت فرصت انجامشونو نداشتیم تنگ می‌شه.


کاش این راه طولانی شود. کاش زمان رسیدن به مقصد درازتر شود.
اگر نه تمام راه را برمی‌گردم. دوباره قدم می‌زنم. این‌بار به تنهایی. با کوله‌باری از تجربه و این‌بار به جای آدم‌ها به جاده خیره‌ می‌شوم.


کاش یه مدت بخوابم. مثل کابوس می‌مونه.














با غم می‌نویسم. اصلا نمی‌نویسم.

Показано 20 последних публикаций.

17

подписчиков
Статистика канала