دآنیال


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана



Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


طی آخرین خبری که دارم ازش به هوش اومده
اینجوری که میگفتن خانوادش٫به علت درد قلبش از هوش رفته و هنوز معلو‌م نیست چرا بدون هیچ پیش زمینه ی قلب دردی همچین اتفاقی افتاده براش اما حدس میزنم،بخاطر مشکلات و فشارای این چند وقت بود و هر وقت من،میدید مینالید و در موردشون غر میزد
🌱


حقیقتا سخته برام باورش تا حالا همچین آدمی مثل اون ندیدم،اینقدر به فکر
این آخرین حرفش بود نمیدونم چی و کی رو داشت میدید داخل ماه/
اما‌الان
نیست
نمیدونم حالش خوبه یا نه
خبری ندارم ازش
اما صبح هنوز به هوش نیومده بود
و آخرین حرفش این بود که
مواظب بچه هام باش:/🙂


Репост из: Hidden Chat
But من دارم خمینی رو میبینم توی ماه


But tonight, the only thing I see in the moon is your face




What am I doing with myself?


گر به من مهری نداری،میدهی از چه نویدم


گر به من مهری نداری،میدهی از چه نویدم


بُغضـم گرفته وقتشه ببارم🍃








نمیتونم..


ای یار ناسامان من…


((گو جبین می فروشان سرکه نفروشد به ما
مستی ما همچو‌ منصور از شرابی دیگر است))


خودمو کشتم تا مفهوم رو برسونم


بزارین ترجمه کنمممم😭😂
((سرکه نفروشد کنایه از اینه که تلخی نکنن))
داستان این بوده که چند تا نفر خیلی خوشحال بودنُ از شدت خوشحالی و حال خوب مثل کسایی که مستن به نظر میرسیدن بعد اینا از جایی که رد میشدن کسایی نشسته بودن که شراب میفروختن، میگه بهشون بگین که تلخی نکنینُ بد رفتار نکنین با ما فکر نکنین این خوشحالی و سر خوشی ما بخاطر شرابه و ما از یکی دیگه خریدیم و از شما نخریدیم
مستی و خوشحالی ما یه چیز عرفانیه و بخاطر حضور هم دیگه شادیم و خوشحالیم .


Репост из: Hidden Chat
دانی شعر بیو چنل یعععنی چییییی


این شعر دلیل حال خوب و لبخند الانمه:)


نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید و اگر بغض کنی آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف! بسته های فردا همه ای کاش ای کاش! ظرف این لحظه ولیکن خالی ست ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود غم که از راه رسید در این خانه بر او باز مکن تا خدا یک رگ گردن باقی ست تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده...

Показано 20 последних публикаций.

3

подписчиков
Статистика канала