از آنِ ما!


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


Похожие каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


بعضی وقت ها که خیال می‌کنم خیلی بالغ شدم
از یه جایِ آشنایِ پیچیده ی زندگی
صدایی می‌آد که: بسیار بسیار سفر باید تا‌ پخته شود خامی!
بعضی وقت ها که فکر می‌کنم آخرین بار برای تکرارِ کارهای غلطه،
خودم، خودم رو غافلگیر می‌کنم در حالیکه برای بار هزارم توی دامِ خودم افتادم.
بعضی وقت ها که می‌گم می‌دونم (این یکی خیلیییی کم پیش می‌آد، چون اصولا فکر می‌کنم چیز خاصی نمی‌دونم)
به ثانیه ای نکشیده، می‌بینم که اشتباه دونستم!
بعضی وقت ها همون لحظه ای که می‌گم من عقیده ام اینه
به سرعت جذبِ عقیده ی مخالفِ خودم می‌شم!
بعضی وقت ها انقدر بعضی وقت های زندگیم زیاد می‌شه که گیجِ گیج می‌ایستم به تماشا.
..
انقدر مسیر نرفته و راه طی نشده و کلامِ مسکوت مونده هست.
که فقط باید سعی کنم هوشیارتر باشم و این هوشیار بودن، خیلی سخت تر ازون چیزیه که فکرش رو می‌کنم.
.
.
کاش با وجود سخت بودنِ عمل کردن تمامِ گفته ها،
عملکردها بیشتر از گفتارها باشه، یا حداقل مساوی!
☘️🍊


دیروز باهم گوش کردیم: مدت هاست که توی آب صورتمو ندیدم! امروز به شدت حس می‌کنم مدت هاست که این اتفاق نیفتاده. مدت هاست. فکر کردم این جمله فقط با عکس هایی از من هماهنگه که توی دوربین رو نگاه نمی‌کنم و معذبم، انگار ته لبخند هام حس خجالت وجود داره، ولی نه؟! دارم اشتباه می‌کنم. بیا فقط از بومرنگ لذت ببریم:))


کاش دستی بود و دست هامو می‌گرفت و وادارم می‌کرد تا زندگی کنم، تا بهتر زندگی کنم، تا امیدوار تر زندگی کنم!


شاملو جایی خطاب به آیدا می‌گه:
اگر می‌خواهی پیروز شوم، به من لبخند بزن!


چقدر ساده می‌شه گفت دوستت دارم و چقدر ساده یادمون می‌ره.
انقدر درگیر چیزهای عجیب غریب و غیرقابل انتظار هستیم،
که کلمات و جمله هایی که می‌تونن امید بدن رو بین روزهای پر از هیاهو گم می‌کنیم.
فکر نمی‌کنم دوران شاملو و آیدا به ازین دوران بوده باشه، ولی کاشکی گاهی شاملو باشیم برای آیدای خودمون، هرچند سخت، هرچند دشوار.
۹۹/۳/۱۵


من دیگر نمی‌دانم به چی می‌شود اتکا کرد، یا به کی. "ما"یی در کار نیست. من تنهای تنها هستم. جداً شک دارم همین الان، همین الان که داریم با‌هم حرف می‌زنیم، دریافت تو و من، حالی که بر تو و بر من می‌رود، شبیه هم باشد.

_من دلم می‌خواهد تا جایی که می‌شود "ما" باشیم. بین آدم ها، همیشه فاصله ای هست که گذرناکردنی است، با این همه من می‌خواهم اینجا، در این اتاق، این فاصله تا جایی که می‌شود کم باشد.

-وابسته‌ی یک دم


ما همه مخلوقاتی هستیم وابسته ی یک دَم؛ چه او که در یاد می‌دارد، چه او که در یاد می ماند. همه چیز فانی است_ حافظه و محفوظ به‌یکسان. زود باشد که همه را از یاد برده باشی؛ و زود باشد که همه ات از یاد برده باشند. هرگز از یاد مبر که دمی دیگر چنینی: بی‌وجود و لامکان.
-مارکوس اورلیوس: تأملات


می‌خواستم بگویم تنهایم مادر، خیلی تنها
ولی چشمانت اجازه نداد!


گفتنت پریدن پرنده هاست
به روایت تصویر:

⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀ོ ⠀⠀ ⠀⠀ོ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀⠀ོ ⠀⠀⠀ ⠀


اونجایی که آرمان گرشاسبی می‌خونه:
به سمت ماندنت راهی، نمی‌شوی چرا گاهی؟!


برای رومینا اشرفی ها.

.
.
ببخشید که زنده ام و هیچ کاری از دستم بر نمی‌آید!


من بابِ کلمات: روزگارت به خیر و خوشی!

.
.
کلمه ها و ترکیب هایی رو از زبان های مختلف نوشته بودن که احساسشون فقط متعلق به اون زبان و اون مکان خاصه.
برای من، توی زبان فارسی، ترکیبِ این کلماته:
"روزگارت به خیر و خوشی"
هیچ ترکیبی، هیچ جای جهان، نمی‌تونه احساسِ پشت این کلمات رو توضیح بده!
اینکه با نوشتن یک جمله تمامِ زیبایی هایی که از جهان می‌بینی و می‌فهمی و می‌خواهی رو، برای آدمی بخوای که دوستش داری، که برات مهمه، که نگرانشی!

آخرین بار، برام نوشته بود: "روزگارت به خیر و خوشی"


خداوکیلی بگو، می‌شه تورو دوست نداشت؟:||


Репост из: از آنِ من!
مود*_*


از امام علی داریم:
عليكم بالدرايات لا بالروايات:
یعنی ببین به روایت ها رجوع نکن، به عقل مراعات کننده و درایت کننده ی خودت رجوع کن برای فهمیدن اصل هرچیزی.


در میانِ درد، برای گوش ها!🌸


درد جسمانی برای من اینجوریه که وقتی توش غرقم، حس زندگیم هزار برابر می‌شه و هی می‌گم اگه این درد نبود تماما زندگی می‌کردم، دارم فکر می‌کنم چرا وقتی این درد می‌ره، حس زندگی هم کمتر می‌شه؟ چرا توی درد شوق بیشتری برای بودن دارم؟ چون محرومیت، باعثِ خواستن می‌شه؟!


ماکارونی تمبر هندی!🧀




Репост из: از آنِ من!
عادت ها به شدت وابسته به محیط و فرم و ظاهر هستند!
.
یعنی چی؟ یعنی تو اگه پرخوری داشته باشی و توی محیط قرار بگیری، محیطی که برات نشانه ی خوردن باشه، دیگه حتی کیفیت چیزی که می‌خوری هم مهم نیست، مهم بودنِ غذاست فقط، جوری که هرچیزی دم دستت باشه می‌خوری.
یه چیز جالب دیگه درمورد رفتار‌های اعتیادی اینکه وقتی با دست غیر غالب انجام بشه از شدت اون کم می‌شه، مثلا اگه به چک کردن گوشی عادت کردی، اگه گوشی رو با دست غیر غالب برداری و بخوای چک کنی، از شدت این کار و مدتش کم می‌شه.
خیلی جالبه ها، باید امتحان کنم!


-از صحبت های دکتر مکری ☁️


خب؟!

Показано 20 последних публикаций.

9

подписчиков
Статистика канала