دیشب داشتم برای انتخاب رشته رشته ها رو مینوشتم
گفتم تهران هم نوشتم
بعد ۲ دقیقهش داداشم با چشمای سرخ اومد پیشم
پر از اشک بود چشماش
گفتم چیشده چرا گریه میکنی
با گریه گفت اگه تو بری من دیگه خواهر ندارم که بیام بغلش کنم
اگه بری من خیلی تنها میشم...
با حرف آخرش دنیا رو سرم خراب شد
گاهی وقتا نمیدونید که چقدر برا یه نفر مهم هستین
پس تا فرصت هست هم قدر خودتونو بدونید
هم قدر اون یه نفرو
گفتم تهران هم نوشتم
بعد ۲ دقیقهش داداشم با چشمای سرخ اومد پیشم
پر از اشک بود چشماش
گفتم چیشده چرا گریه میکنی
با گریه گفت اگه تو بری من دیگه خواهر ندارم که بیام بغلش کنم
اگه بری من خیلی تنها میشم...
با حرف آخرش دنیا رو سرم خراب شد
گاهی وقتا نمیدونید که چقدر برا یه نفر مهم هستین
پس تا فرصت هست هم قدر خودتونو بدونید
هم قدر اون یه نفرو