حس می کردم از وجودم زندگی عبور کرد
تو بندِ بندِ بودنم خورشید طلوع کرد
تو دشت طلایی پروانه ها، یه دختر
میون بوته ها آروم گُلارو بو می کرد
نگاهم می کرد، درد ها و رنج رفتن
احساس می کردم، خوشبخت خوشبختم
نگاهم می کرد که زندگی چه زیباست
حس می کردم از وجودم زندگی عبور کرد
تو بندِ بندِ بودنم خورشید طلوع کرد
تو دشت طلایی پروانه ها، یه دختر
میون بوته ها آروم گُلارو بو می کرد
نگاهم می کرد، درد ها و رنج رفتن
احساس می کردم، خوشبخت خوشبختم
نگاهم می کرد که زندگی چه زیباست