کمی نزدیک تر بشین
بگذار از هوایت نفس بکشم. خیلی وقت است ریه های نالان من به اکسیژن وجودت نیازمند است. هر شب خش خش انها را میشونم، مبادا فکر کنی به بیماری دچار شدم، خیر..انها اسم تورا صدا میکنند منتها این را ادمای اطرافم متوجه نمیشوند وگرنه به تو زودتر خبر میدادند خودت را برسانی.
قلم را در دستانم میچرخانم و جایی که زندگی میکنی را تصور میکنم.
از دهکده برایم بگو...شنیدم شکوفه های بهاری درخت هلو گلبرگ های صورتی رنگ پریده خودشان را هنگام طلوع افتاب در هوا میرقصانند و به مردم خبر از روز جدیدی میدهند. راستی سنجاب های بازیگوش هنوزم با دیدن پروانه ها ذوق میکنند و خرگوش های کوچک در کنار نوای پرنده های رنگی با هم بازی میکنند؟
خیلی دوست دارم به انجا سفر کنم ولی پاهایم وقتی میفهمند قصد کجارا دارم با من قهر میکنند.
ولی صبر کن نیلوفر کوچک من، وقتی تورا از نزدیک دیدم به گرمی مردمک چشمانت قسم، به پینه های دست های باریک و دخترانه ات قسم، به رگه های طلایی موهایت که خورشید دربرابرش تعظیم میکند قسم، به همه مقدساتی که مردم عادی میپرستند قسم، روزی به دیدنت خواهم امد از لابه لای سنگ ها پیدایت خواهم کرد و تورا خدای جدیدم که وجودش را میپرستم نه ظاهر که مردمان عادی قادر به دیدنش هستند` معرفی خواهم نموند.
صبر داشته باش نیلوفر ابیه من...
بگذار از هوایت نفس بکشم. خیلی وقت است ریه های نالان من به اکسیژن وجودت نیازمند است. هر شب خش خش انها را میشونم، مبادا فکر کنی به بیماری دچار شدم، خیر..انها اسم تورا صدا میکنند منتها این را ادمای اطرافم متوجه نمیشوند وگرنه به تو زودتر خبر میدادند خودت را برسانی.
قلم را در دستانم میچرخانم و جایی که زندگی میکنی را تصور میکنم.
از دهکده برایم بگو...شنیدم شکوفه های بهاری درخت هلو گلبرگ های صورتی رنگ پریده خودشان را هنگام طلوع افتاب در هوا میرقصانند و به مردم خبر از روز جدیدی میدهند. راستی سنجاب های بازیگوش هنوزم با دیدن پروانه ها ذوق میکنند و خرگوش های کوچک در کنار نوای پرنده های رنگی با هم بازی میکنند؟
خیلی دوست دارم به انجا سفر کنم ولی پاهایم وقتی میفهمند قصد کجارا دارم با من قهر میکنند.
ولی صبر کن نیلوفر کوچک من، وقتی تورا از نزدیک دیدم به گرمی مردمک چشمانت قسم، به پینه های دست های باریک و دخترانه ات قسم، به رگه های طلایی موهایت که خورشید دربرابرش تعظیم میکند قسم، به همه مقدساتی که مردم عادی میپرستند قسم، روزی به دیدنت خواهم امد از لابه لای سنگ ها پیدایت خواهم کرد و تورا خدای جدیدم که وجودش را میپرستم نه ظاهر که مردمان عادی قادر به دیدنش هستند` معرفی خواهم نموند.
صبر داشته باش نیلوفر ابیه من...