Řehsşök


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


𝘐 𝘸𝘢𝘴 𝘣𝘶𝘳𝘪𝘦𝘥 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘣𝘢𝘤𝘬𝘺𝘢𝘳𝘥 𝘰𝘧 𝘮𝘺 𝘨𝘳𝘢𝘯𝘥𝘮𝘰𝘵𝘩𝘦𝘳'𝘴 𝘩𝘰𝘶𝘴𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘨𝘢𝘳𝘥𝘦𝘯, 𝘯𝘦𝘹𝘵 𝘵𝘰 𝘳𝘦𝘥 𝘳𝘰𝘴𝘦𝘴

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


-


Репост из: 𝙘𝙞𝙡𝙤
••فور کنید عکستونو بزارید بگم وایب چه شغلی میدید و سنتونو حدس بزنم
ناشناس


Репост из: Ghost
فور کنید فور کنم


-


Репост из: 𝑒𝑠𝑚𝑒𝑟𝑎𝑦"
چالش~
این پیامو فور کنیدو زیرش عکستونو بزارین و منم  بگم اگه قرار بود باهاتون یه اهنگ گوش کنم اون اهنگ چی بود و میگم که چه وایبی بهم میدین
چنلای پرایوت ناشناس بفرستن.
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1066062-oDKTTTD


-


Репост из: "ハルコの星"
( Challenge ).ᣟ֪❨🪨⛓❩𓆪
-فور کنید عکستون رو بزارید با توجه به وایبش میگم پلیسین یا مافیا و چه سِمتی دارید
ظرفیت: کمه، پس قبل از فور کردن چک کنید خط نخورده باشه.🫶🏻(صبور نیستین فور نزنید~)
پرایوت: ناشناس




Репост из: ༺༽بارون‌‌مارسی
ینی اونیو میخوای که سگ محل نمیده و اونی که نمیخوای مث سگ دنبالته




اگه رد لبات رو لبام مهر نشه چی !؟
اگه رنگ روحت مرحم زخمم نشه چی !؟
اگه خون نشی نری تو رگ هام چی !؟
اگه‌ اسمم‌ پشت اسمت نیاد چی کیم جونگ‌کوک


+قلب !
-قلبِ قلب ؟!
+یا تهیونگ هیونگ !
-چیشده پسر شیرین من ؟
+دل جونگ کوکی تنگ شده برات …
-عاه قاصدکِ من میتونه دو ماه دیگه تحمل کنه تا هیونگ بیاد از دلش در بیاره ؟
+نه نمی تونه ، جونگ کوکی دیگه نمیتونه هیونگ ؛ مگه قرار نبود دو ماه دیگه بیای ؟ هیونگ قرارمون این نبود خبرت بیاد ! قرار نبود بعد دو ماه انتظار فقط یه نامه با دست خطت برسه دستم ! قرار بود ؟ قرار نبود تهیونگ من ، قرار بود از دل جونگ کوکی در بیاری ، قرار نبود ؟ قرارمون این نبود به جای مرحم زخم بشی روی زخمام .. قرار نبود
قرار بود ؟!


«من رو اینطوری میبینی ، واقعا دلت برام نمی سوزه ؟ یا نقش بازی میکنی ؟»




“من دارم میمیرم و تو از دیدن این من، لذت میبری “






«حرص دادن من لذت بخشه دارلینگ ؟»




لبشو آروم نزدیک گوش پسر تو بغلش کرد
+جونگ کوکی من چشاشو باز نمیکنه ؟ قاصدکِ تهیونگ ؟
-هومممم
آروم دستاشو به کمر پسر رسوند ؛ تیشرت سفید رنگش که کاری کرده بود شبیه فرشته ها به نظر برسه بالا زد ، دست های گرمشو به کمر جونگ کوک رسوند و نرم نوازش کرد
همینطور که به نوازش پوست برفیش مشغول بود ، تو گوشش حرف میزد تا خواب رو از سر اون خرگوش کوچولو بپرونه .

Показано 20 последних публикаций.

241

подписчиков
Статистика канала