در جهانی هستیم که هر شب آرزوی فردایی بهتر را داریم در کشوری گیر افتاده ایم که هر روز آن آرزو را برایمان غیر ممکن تر میکند در جسمی اسیریم که مانعی است برای جاهایی که روحمان میخواهد در آنجا باشد ولی داریم میگذرانیم، دوام میاوریم و میجنگیم؛ هرچند نفس گیر، هرچند سخت هرچند بارها زمین خورده ایم.
خسته ایم؛ همگی خسته ایم ولی شکست خورده؟ نه؛ تسلیم نشده ایم پس شکست نخورده ایم.