ᴄᴏʀɴᴇsɪᴀ⁦⁦


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


«او قلب مرا لمس کرد»

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


افسوس که افسانه سرایان همه خفتند
اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند
-ملک‌الشعرای بهار


جهان من از گریه ات خیس باران
تو با سقف کاشانه من چه کردی ؟!


- دَستش را به گلویش میزند و میگوید: اینجاست، رَد نمیشود. میفهمی؟


- قصه‌ها داریم ؛
سیگار و من و خیالِ تو هر شب .








گلوله نمی‌دانست،
تفنگ نمی‌دانست،
شکارچی نمی‌دانست.
پرنده داشت برای جوجه هایش غذا میبرد،
خدا که می‌دانست!...
نمی‌دانست؟!....

-حسین پناهی


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram


ویمینتون دارم 🤍...


قاصدک از تیرگی خبرها پژمرده شده بود و توان پرواز نداشت.


گفتم که به قاضی برمت تا دل خویش
بستانم و ترسم دل قاضی ببری

_جناب سعدی




#پادکست_شبانه

می‌دونستی سلام آبیِ خداحافظ سیاه
سلام یعنی تو....


‏ما در هیچ حال قلب‌هایمان خالی از غم نخواهد شد. چرا که غم ودیعه‌ای است طبیعی، که ما را پاک نگه می‌دارد. انسان‌های بی‌اندوه به معنای متعالی کلمه، هرگز انسان نبوده‌اند و نخواهند بود. از این صافی انسان‌ساز نترس.

-نادرابراهیمی


آنقدر خاک تو سرش کردند، حال زیر خروارها خاک آرامیده

-آپولون


فقط اونجا که شهریار میگه:
~چِشمِ خود بَستم که دیگر چشم مَستش نَنگرَم،
ناگهان دِل داد زد
دیوانه! من میبینمش~


گلاویژ تو نامه‌ش به حسین دریابندی نوشته
فکر کردم از تو درمان شدم گمانم اشتباه کردم نه؟


-تو آینده ای در گذشته داری...
+گذشته دور من.آینده دور تو..


وسط داد و بیداد دعوا یهو گفت
«منم»
حواسم نبود
اصلا بپرسم یعنی چی منم؟!
منم چی؟!
فحشه؟!
بد و بیراهه؟!
یعنی چی منم...
اما وقتی یبار دیگه گفت منم دیگه سکوت نکرد
داد زد
-منم،منم،اینی که داری باهاش می‌جنگی منم،دشمن نیست،غریبه نیست،رهگذر کوچه خیابون نیست،منم، نه شمشیر دستمه نه سنگر گرفتم جلوت نه قراره باهات بجنگم،ببین!دستم بالاست،تسلیمم،نه از ترس نه بخاطر نا حق بودنم فقط...به حرمت عشقه که گاهی تو از یاد میبریش:)

Показано 20 последних публикаций.

23

подписчиков
Статистика канала