🔶 فردریک جیمسون
(9)
اکنون باید به اختصار نوع دیگری از ایراد را به دورهبندی وارد سازم که عبارت است از دغدغه نسبت به احتمال زدودن ناهمگونی توسط آن، دغدغهای که اغلب جنبش چپ آن را بیان میکند. و به یقین طنز شبه سارتری غریبی- منطق "باخت برنده" - وجود دارد که هدفش وانهادن هر کوششی است برای تبیین یک "نظام"، یک پویش تمامیتبخش آنگونه که در حرکت جامعهی معاصر مشهوداند. آنچه روی میدهد این است که هرچه نگرش یک نظام یا منطق تمامیتگرا قدرتمندتر باشد - فوکوی کتاب زندانها نمونهی آشکار آن است - خواننده احساس بی قدرتی بیشتری خواهد کرد. پس تا جایی که نظریهپرداز با ساختن دستگاهی همواره بستهتر و رعب آورتر پیروز شود، تا همان جا هم بازنده خواهد بود، زیرا ظرفیت نقدی اثرش به این ترتیب فلج میشود و انگیزههای نفی و طغیان، حتی اگر از انگیزههای دگرگونی اجتماعی سخنی به میان نیاوریم، بیش از پیش در مقابل خود این الگو بیهوده و ناچیز جلوه میکند.
The cultural logic of late capitalism
@critical_thought
(9)
اکنون باید به اختصار نوع دیگری از ایراد را به دورهبندی وارد سازم که عبارت است از دغدغه نسبت به احتمال زدودن ناهمگونی توسط آن، دغدغهای که اغلب جنبش چپ آن را بیان میکند. و به یقین طنز شبه سارتری غریبی- منطق "باخت برنده" - وجود دارد که هدفش وانهادن هر کوششی است برای تبیین یک "نظام"، یک پویش تمامیتبخش آنگونه که در حرکت جامعهی معاصر مشهوداند. آنچه روی میدهد این است که هرچه نگرش یک نظام یا منطق تمامیتگرا قدرتمندتر باشد - فوکوی کتاب زندانها نمونهی آشکار آن است - خواننده احساس بی قدرتی بیشتری خواهد کرد. پس تا جایی که نظریهپرداز با ساختن دستگاهی همواره بستهتر و رعب آورتر پیروز شود، تا همان جا هم بازنده خواهد بود، زیرا ظرفیت نقدی اثرش به این ترتیب فلج میشود و انگیزههای نفی و طغیان، حتی اگر از انگیزههای دگرگونی اجتماعی سخنی به میان نیاوریم، بیش از پیش در مقابل خود این الگو بیهوده و ناچیز جلوه میکند.
The cultural logic of late capitalism
@critical_thought