гибель.


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


911 can you kill someone who is already DEAD!?
: Memoirs of a dead serial killer.
🐰📰:
https://t.me/BChatBot?start=sc-303320-KVFPJqf

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


www.вериги.com 〃゚


ویکتوریایه عزیزم امروز در تاریخ یکم می -هزارو هفتصدو هشتادو هفت، تصمیم گرفتم تا برای بار دیگر برایت نامه بنویسم. باید بگویم من در یکی از ساختمان های خیابان فبورگ سن انوره ،خیابانی در منطقه ۸ که خیابانی نسبتا باریک و وصف ناپذیریست، زندگی میکنم. اینجا مغازها و غرفه های زیادی دیده میشود همچنین کلیسایه مادلن . در انتهای هفته همیشه چند دقیقه ایی را در آن کلیسا سپری میکنم.خلوتست و آرامش زیادی دارد، قلبم را تسکین میدهد.
امروز هنگامی که از دفتر خانه برمیگشتم هوا کمی سرد بود ، درست است همان شالگردن مشکی رنگی را که برایم بافته بودی را به همراه داشتم و هنوز هم آن را به گردنم میندازم. راستش را میدانی؟بوی تورا میدهد. استشمام کردنه دوباره اش تورا به یاد من می آورد و یاد آوریه تو... هنوز هم مرا دیوانه خطاب میکنند همکارانم را میگویم. میگویند تو عقلت را از دست داده ایی ولی من استظهار دارم که هنوز هم کمی هوشیار هستم و میتوانم ضربان قلبم را احساس کنم که چگونه به این وضع در آمده .
ویکتوریایه من؟ اوه عذر من را بپذیر تا به حال تورا را به این اسم خطاب نکرده بودم کمی شرم آورست که اینقدر مستبد و گستاخ باشم!
در هر صورت شاید روزی برسد که تمام جسارتم را جمع کنم و از تو بخواهم تا مال من شوی و بقیه ی عمرت را در کنار من بگذرانی
شاید آن روز توانستم دستانت را بگیرم و بدون هیچ واهمه ایی راز قلبم را برملا کنم.
ویکتوریایه عزیزم چیزی به طلوع خورشید نمانده و کنار پنجره نشسته ام و دارم برایت این نامه را مینویسم.
چرا دروغ بگویم؟ هر شب دلتنگیت به سراغم می آید و من را تا مرز جنون میبرد.
هنوز هم در آروزی لمس کردن لب های شیرینت هستم. امشب هم در خیالم به دیدنت می آیم مانند دیدار های همیشگیمان، کناره رود سن، همسره خیالیه من.




نیازمنده یک عدد سوگندم که بیاد باهم بریم یه گوشه شیملس ببینیم.


همین سادگیشون باعث شد انقدر ریلیشن شیپشون فوق العاده بنظر برسه. power couple trip


داریم در مورده زیبایی های آقایه گلگر و میلکوویچ صحبت میکنیم.




منو ببر به همونجایی که از اول بهش تعلق داشتم، تاریکی.


میخوام تمام تنفری که تو چشماته رو ببینم ، میتونم بیشتر برای آخرین بار عاشقت باشم هان جیسونگ.


میتونی با تمام قدرت دوتا دستاتو دور گردنم بزاری و منو خفه کنی؟ قول بده با تمام قدرت اینکارو انجام بدی.


نه نمیخوام باز خیست کنم و فقط دستاتو بده به من.


پس بیا باهم یه قرار بزاریم؛
اینبار بریم کنار دریا و من دستاتو میگیرم و بدون اینکه به حرفات توجه کنم میبرمت تو آب.


چرا باید یکی که زندگیتو ازت گرفته رو بغل کنی؟ تو که فرشته نیستی.


اینجا سرده و من تنهام. بغلم میکنی؟


میشه منو از خاطراتت پاک کنی؟مجبور نیستی دیگه هروقت تو خیابونا یه گوشه منو دیدی سرتو بگیری پایین و بری این برام عذاب آوره.


چرا باید ازت اجازه بگیرم تو از افکار من قرار نیست باخبر شی.


میتونم باز بهت فکر کنم؟


🔒 A whisper message to bglitters, Only he/she can open it.




#2♡˖
Так скажи, что мы будем всегда, всегда
Скажи, что мы с тобой будем в старые времена.

Показано 20 последних публикаций.

126

подписчиков
Статистика канала