تا حالا شده دلتنگ رفتن به جایی بشین که تا حالا ندیدینش و تجربهاش نکردین؟ منظورم اینه که قلبتون برای اونجا بودن بتپه، نفستون توی سینهتون حبس بشه و احساس کنید که عمیقاً نیاز دارین در جایی به غیر از محل کنونیتون باشین؛ جایی که شاید دستنیافتنی و حتی غیر واقعیه. کلمهی فنلاندی kaukokaipuu با تلفظ عجیب و زیباش، به معنای همین احساس تغییرناپذیر اشتیاق برای جاییه که تا به حال بهش سفر نکردین، درونش قدم نزدین و هواش رو بو نکردین. همچنین، این کلمه در انگلیسی wanderlust معنی میشه که خودش به معنای هوس کردن یا تمایل شدید برای سرزمینی دوردسته و یا احساس «غربت» و «دلتنگی» برای جایی که تا به حال ندیدینش و لمسش نکردین. عجیبه، چون دلتنگی برای چیزی که هیچوقت حسش نکردی، غیر قابل درکه؛ اما واقعاً، همونطوری که مردم فنلاند به رسمیت شناختنش و براش اسم گذاشتن، وجود داره، مگه نه؟ شما هم هر بار که چشمهاتون رو میبندین آرزوی راه رفتن در مسیری که فقط توی عکسها دیدینش و یا حتی در خیالتون پرورشش دادین رو مرور میکنین، مگه نه؟ شما هم پشت پلکهاتون منظرهای رو میبینین که از خود واقعیت هم حقیقیتر به نظر میرسه و قلبتون برای اونجا بودن پر میکشه، مگه نه؟ تقریباً اینطوریه که انگار زندگی قبلیات رو اونجا گذروندی و یا تکهای از روحت رو درونش جا گذاشتی.