شاید آبی روشن !


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


سوختن در آتش خویشتن را خواهان باش.
بی خاکستر شدن کی نو توانی شد؟
unknown:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-794844-gSJZWJh

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Репост из: ɴᵒ ʷʰᵉʳᵉ
ممکنه تکراری بنظر برسه، ولی این پیام رو فور بزنید تو دیلی های پابلیکتون تا از زندگی قبلیتون، اینکه چی بودید چجور زندگی کردید یا چجوری مردید، چند خط بنویسم.
( دیلیتون محتوا داشته باشه فقط چت و اسپم نباشه، تشکر. )


Репост из: L.
خب از اونجایی که زندگی قابل پیش بینی نیست و فرصت کمه
بالاخره چالش داریم
اینطوریه که شما این پیام و فور میکنید داخل چنلتون و من بر اساس وایب چنلتون یا خودتون
یه کاراکتر از کیدراماهایی که دیدم ممکنه ادیت ویدیو ، عکس ، دیالوگ یا ترکیبی از همه ی اینا باشه بستگی به چنل و خودتون داره
(آره تو این مورد فرق گذاری میکنم )
پ ن : بعد از فور اگه پرایوتین یا پیام چالش و پاک کردین و هرچی لینک چنلتون رو ناشناس بفرستین
داشت یادم می‌رفت برای ممبرایی هم که اینجان و چنل ندارن هم میذارم
جواب ها هم تو این چنل گذاشته میشه که اینجا شلوغ نشه


Репост из: « Overthinker »
برای زیاد شدن و تبادل و این داستانا "این پیاممو فور کنید چنلتون و منم یه پست قشنگتـون فور میکنم اینجا "💕✨
‌
خوشحال میشم بیای کنارم 3>✨


این عکسا رو جمعه تو باغ گرفتم، بسی دوسش دارم، بمونه اینجا
•[https://t.me/darkblue_mind]•


Репост из: زِر دال
این پیام رو فوروارد کنید، چنلاتون ببینم.
و با توجه به علایق شخصی ام یکی از پست های قَشنگ چنلتون رو فوروارد کنم اینجا.
ممنون که حمایت می کنید🌒🔏


Репост из: DARK
خیلی وقته چالش نرفتیم
ی چالش خفن بریم✨
چنل نویسای عزیز این پیامو فور کنید چنلتون
منم نسبت به وایبی که از چنلتون میگیرم ی عکس یا کلیپ کوتاه یا ی اهنگ همراه با تگتون میزارم💚
پرایوتا حتمن ناشناس بگن.

- @Darkest_texts -


ای بسا کس که زنجیر خویش نتواند گسست،
اما بند گسلِ دوست خویش تواند بود.
سوختن در آتش خویشتن را خواهان باش.
بی خاکستر شدن کی نو توانی شد؟
"چنین گفت زرتشت"
•[https://t.me/darkblue_mind]•


Репост из: روانشناسی 🍃 موفقیت انگیزشی آرامش
یجا یه متن خوندم که تو هم باید بخونیش.. میگه وقتی همه پرتت کردن کنار، وقتی حقارت همه وجودتو گرفت، پاشو برو تو آینه خودتو ببین! نگاش کن و به چشاش زل بزن. اینا تقصیر اون نیست.. این زندگی برای اونم هست، فقط برای تو نیست که بخوای با حس منفورت کنترلش کنی و با انزجار بهش خیره بشی، دست خودتو بگیر ببرش به عرش. وقتی باتمام یاخته‌هات بخوای که بلند شی، کائنات هم افکارت رو منعکس میکنن. منتظر منجی نباش! این احمقانه ترین کاره.. هیچ احدی نمیتونه مارو نجات بده. تو فقط خودتو داری و تهشم خودت خواهی موند. پس بیدارش کن، یه دستی به سرو روش بکش، یک لیوان قهوه براش درست کن و و بهش بگو که باید شروع کنی! زندگی بدون هدف، پوچی بیش نیست. خودت خودتو از لجن بکش بیرون، چون اونجا هیچکی نیست...
|ناشناس|


@asrare_movafaghiyat


رنگ بارون؟
اممم،نمیدونم‌‌‌...
راستش فکر کنم رنگ بارون در اصل رنگ دل آدماست...
هر آدمی بسته به حالی که اون لحظه داره برای بارون رنگی در نظر داره.
برای یکی که غمگینه بارون آبیه، برای کسی که زیر بارون با بهترین کسش داره میدوه و می خنده بارون احتمالا قرمز یا صورتیه، برای دختری که با حس عطر بارون و خاک خیس شده قهوه درست کرده و تو ایوون خونه نشسته و غرق کتابه بارون قهوه ایه...
بارون رنگی نداره...این ما آدماییم که با حس و حالمون رنگ آمیزیش می کنیم.
#nameless_leftist
•[https://t.me/darkblue_mind]•


نام کتاب: پنج قدم فاصله
نویسنده: ریچل لیپینکات
نشر: ملیکان
چاپ: سی ام
ترجمه: فاطمه صبحی
پنج قدم فاصله، اسمش برای خیلی از کتابخوان ها غریبه نیست. میون کسایی که طرفدار ژانر عاشقانه هستن هم بسیار معروفه.
داستان شروع خیلی خوبی داره. دختر و پسری مبتلا به "سیستیک فایبروسس" و پسری که علاوه بر بیماری سختی که داره به "بی سپیشیا" هم مبتلاست.
روند ماجرا خسته کننده نیست و هر اتفاقی بجا و مناسبه. دوستی پو و استلا واقعا زیباست و اتفاق هایی که براشون افتاد، قلبم رو به درد آورد.
تو داستان دو روش مقابله با بیماری و از دست دادن نشون داده میشه. یکی مقابله استلا و دیگری مقابله ویل، استلایی که به ریسمون امید چنگ زده و میخواد بخاطر خانواده و دوستانش زنده بمونه، و ویل که خسته از درمان های بی نتیجه منتظر مرگ نشسته اما رویارویی با استلا زندگیش و نگاهش به دنیا رو تغییر میده.
عشق و دوستی زیبای ویل و استلا، دو قرار بامزه ای که با وجود تمام محدودیت ها گذاشتن، علاقه شدیدشون به هم، امید به زندگی زیبایی که به هم وعده  می دادن و شش قدم فاصله که یه قدمش رو دزدیده بودن و پنج قدمش کرده بودن، همه و همه اونقدر برام زیبا و پر از حس و حال خوب بود که دوست نداشتم تموم بشه.
داستان چند جایی سوپرایزتون می کنه، روند شیرین اما غمگینی هم داره. لحظه رها کردن ویل هم پر از درد و عشقه.اما چیزی که هیچوقت انتظار نداشتم اتفاقی بود که برای دو شخصیتی افتاد که برام بسیار عزیز بودن.
صادقانه خیلی شوکه شدم و این مهارت نویسنده رو میرسونه که با قلم ساده و روانش چنین داستانی رو خلق کرده.
کتاب عاشقانه زیبایی داره، روند تا حدودی غم انگیزش و موضوع داستان و ماجراهای زوج داستان بخصوص سر عمل استلا برام خیلی شیرین بودن.
پنج قدم فاصله کتابیه که قراره تا ابد تو ذهنم باقی بمونه و هیچوقت فراموشش نکنم. من زیاد طرفدار ژانر عاشقانه نیستم اما این کتاب جزو معدود عاشقانه هایی هستش که واقعا دوست داشتم و قلبم رو تصاحب کرد.
پیشنهاد میکنم این کتاب رو با ترجمه خانم صبحی که بسیار روان و شیوا هستش از دست ندین.

#معرفی
#پیشنهادی
#پنج_قدم_فاصله
#book
#five_feet_apart
#nameless_leftist
•[https://t.me/darkblue_mind]•


نفس بلند و عمیقی می کشم و به سمتش می روم. دقیقا شش قدم آن طرف تر می ایستم. چشمانش با همان گرمای همیشگی مرا نگاه می کنند. اکسیژن سیاری ندارم، سخت نفس نمی کشم، کانولای بینی ندارم.
من کاملا یک استلای دیگر شده ام.
به جز در یک مورد.
به او لبخند می زنم. یک قدم دیگر می دزدم.
الان فقط پنج قدم فاصله داریم.
پنج قدم فاصله_ریچل لیپینکات
#book
#five_feet_apart
#nameless_leftist
•[https://t.me/darkblue_mind]•


_توی فیلم ها همیشه میگن اگه عاشق کسی باشی،
رهاش میکنی بره‌.
همیشه فکر میکردم این حرف چرته؛
ولی وقتی دیدم که داشتی عملا می مردی...
اون موقع هیچی برام مهم نبود. هیچی. فقط زندگی تو مهم بود.
تنها چیزی که تو دنیا میخوام اینه که با تو باشم؛
ولی باید تو رو در امان نگاه دارم، در امان از خودم.
نمی خوام ترکت کنم؛ ولی اونقدر دوست دارم که نمی تونم باهات بمونم.
ای خدا اون فیلم های مزخرف راست می‌گفتن.
تا ابد عاشقت می مونم.
میشه چشمات رو ببندی؟
تا وقتی که نگام می کنی نمی تونم برم.

پنج قدم فاصله_ریچل لیپینکات

#book
•[https://t.me/darkblue_mind]•








Kimi no naka ni aru aka to aoki sen Sorera ga musubareru no wa shin no zou Kaze no naka demo makenai you na koe de Todokeru kotoba wo ima wa sodateteru Toki wa makuragi Kaze wa niki hada Hoshi wa ubusu na Hito wa kagerou Nande naiteru no to kikare kotaereru Namida nanka ja Bokura de aeta koto no imi ni wa marude Oitsukanai Kono mi hitotsu ja tarinai sakebi Kimi no te ni fureta toki ni dake furueta Kokoro ga atta yo Imi wo ikutsu koereba bokura wa tadori Tsukeru no ka na Orokasa de ii minikusa de ii Tadashisa no sono saki de ――― Toki wa makuragi Kaze wa niki hada Hoshi wa ubusu na Hito wa kagerou Nande naiteru no to kikare kotaereru Namida nanka ja Bokura de aeta koto no imi ni wa marude Oitsukanai Kono mi hitotsu ja tarinai sakebi Kimi no te ni fureta toki ni dake furueta Kokoro ga atta yo Imi wo ikutsu koereba bokura wa tadori Tsukeru no ka na Orokasa de ii minikusa de ii Tadashisa no sono saki de

#music
•[https://t.me/darkblue_mind]•


با انگشتم زمینه نقاشی خواهرم رو دنبال می کنم، ریه هایی که از دریایی گل ساخته شده اند. گلبرگ های صورتی کمرنگ، سفید خالص، حتی آبی خوش رنگی که از هر لبه ی دوقلو های بیضی شکل در پس زمینه بیرون زده اند و هر کدام به نوعی منحصر به فردند، طراوتی دارند که انگار تا ابد شکوفا خواهند ماند. برخی از گل ها هنوز شکفته نشده اند و می توانم وعده زندگی را که بی صبرانه منتظر سربرآوردن از لابه لای آن غنچه های کوچک است، زیر فشار انگشتانم احساس کنم. آن ها را بسیار دوست دارم.
همیشه از خود می پرسم داشتن ریه هایی به این سالمی چه حسی خواهد داشت، این طور زنده. نفس عمیقی می کشم و احساس می کنم هوا برای ورود به بدنم و خروج از آن، سخت می جنگد.

پنج قدم فاصله_ریچل لیپینکات

#book
•[https://t.me/darkblue_mind]•


واو، نقاش بودن!
ممنونم لاو💜


Репост из: Yuna’s rkive
~ @darkblue_mind
نقاش!
اون نقاشِ محبوب، معروف و خبره‌ای که آثارش به طیف آبی و دلنشین بودنشون معروفن.


نام کتاب: بی حد و مرز
نویسنده: جیم کوییک
ترجمه ی : پگاه فرهنگ مهر
نشر: ملیکان
چاپ چهل و ششم
شهر کتاب تبریز که رفتم، بین کتابای قفسه ای که پر بود از کتاب هایی با موضوعات روان شناسی و ... "بی حد و مرز" توجهم رو جلب کرد. قبلا اسمش رو بار ها شنیده بودم و واقعا دوست داشتم بخونمش. از زمان شروعش با مطالبی که جیم تعریف می کنه و با تمریناتی که در قالب (شروع کوییک) ارائه میکنه، رفته رفته بیشتر جذبش شدم و تاثیرات تمرینات رو کاملا تو زندگیم حس کردم و می کنم. جیم زندگی خودش رو اول کتاب تعریف می کنه و با تعریف اینکه چطور از چیزی که بود به چیزی که هست تبدیل شده ، باعث میشه خواننده مجذوب بشه و کتاب رو ادامه بده. لحن صمیمی و حسن نیت جیم و قلب بزرگش واقعا با خوندن کتاب و مخصوصا گفتن هدفش حس میشه.  تو هر فصل تمریناتی بهمون داده میشه و کار هایی رو باید قبل وارد شدن به فصل جدید انجام بدیم. کتاب دارای ۱۵ فصله و چهار بخشه و هر ۱۵ فصل کتاب برام جذاب بودن. اما اگه بخوام مورد علاقه ترین فصل های کتاب رو از نظر خودم بگم، ۶ فصل آخر به جرئت بهترین فصل ها بودن بخصوص فصل ۱۵.
تو بخش های آخر نویسنده با متانت و صمیمیت همیشگی از خواننده بابت خوندن تشکر میکنه و توصیه های آخر رو بهمون میکنه ، تاکید جیم بر مطالعه هم جالبه و تو فصلای مختلف بهش اشاره می کنه، هر فصلی به مبحثی اختصاص داده شده و هر موضوعی به صورتی کامل توضیح داده شده. اطلاعات و نقل قول هایی که جیم تو کتاب به ما میده واقعا زیاد و بسیار به درد بخور هست. بعد اتمام کتاب تمرین ده روزه ای برای خواننده در نظر گرفته شده که بنا به پیشنهاد نویسنده لازمه انجامش بدین. تمرینات هر روز متفاوت از روز دیگه هست و کاملا موثرن. در بخش مطالعه مباحث تند خوانی و درک مطلب بنظرم کامل ترین مسئله هایی بودن که جیم بهش پرداخته بود و تمریناتش آسون هست و تاثیر زیادی داره.
در آخر این کتاب، کتابیه که واقعا شما رو بی حد و مرز می کنه البته در صورت عمل بهش، تمریناتش بسیار عالیه و بشخصه برای من کتابیه که قراره بارها تو زندگیم بهش مراجعه کنم.
و یه نکته جالب اینکه پشت جلد کتاب دو نفر نظراتشون رو در مورد "بی حد و مرز" نوشتن و اون دو نفر انوشه انصاری و بی جی فاگ هستن. دیدن اسم خانم انصاری غروری به وجودم تزریق کرد و واقعا افتخار کردم که همچین کسایی داریم و با همچین افرادی هم میهنم.
و در پایان جمله پایانی جیم به خواننده ها رو که خیلی دوسش دارم، می نویسم:
با عشق و آرزوی یادگیری _جیم کوییک

#پیشنهادی
#بی_حد_و_مرز
#book
#limitless
•[https://t.me/darkblue_mind]•

Показано 20 последних публикаций.

46

подписчиков
Статистика канала