روی کانــاپه ی مشکی رنــگش لم داد و به روبــرو خیره شد و چیزهــایی رو زیر لــب اروم گفت'
_جونگکــوکا ازین بدت مــیومد که من ادم بدی شــم
پوزخنــدی زد و دســتی توی موهای لختــه مشکی رنگـش کشیــد
حالــا به خاطر تو از بــدم بدتر شــدم...
_جونگکــوکا ازین بدت مــیومد که من ادم بدی شــم
پوزخنــدی زد و دســتی توی موهای لختــه مشکی رنگـش کشیــد
حالــا به خاطر تو از بــدم بدتر شــدم...