ماتیلدای عزیزم؛
تو جوري از دردهات حرف ميزدی که انگار هیچ اتفاقي نیفتاده ولي من ميدونم که تو احساس ميکنی تکهاي از وجودت رو از دست دادي، تو ميتونی کاري کني که توي تاریکترین شبها خورشید طلوع کنه، من ميدونم که تو خستهای ولي به یاد داشته باش که ميتونی تسلیم بشي، ميتونی همه چیز رو رها کني، ميتونی مهموني بگيري و خانوادهت رو دعوت نکني چون اونها هیچوقت به تو عشقي نشون ندادن.
ماتیلدای عزیزم، حالا جاي تو امنه، دیگه نیاز نیست براي زندگي کردن و بزرگ شدن متاسف باشي.
⌗ ﹙𝖧𝖺𝗋𝗋𝗒 𝗌𝗍𝗒𝗅𝗌 - 🧳﹚