دلوین🤍✨


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


ماقوی میشویم،از همانجایی که ضعیف شده ایم؛
ورشد می‌کنیم،از همانجایی که زخم خورده ایم🌱
روزمرگی های یه دانشجویِ کنکوریِ عاشق جزئیات ✨
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-207383-E4A3Wym
‌

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


میدونی
برای رسیدن به چیزایی که میخوای
باید یه پروسه ی داد و ستدی رو انجام بدی
باید یه چیزایی رو در ازای اونچه که میخوای فدا کنی
اگر ارزون به دست بیاری اون طعمی که باید رو نمیچشی
...


بین خودمون بمونه
ولی خیلی از نِمیشه ها نِمیشه نیست ، نِمیخوامه ...


تنها عکسایی که توی گوشیم داشتم🥲
عکس اول مربوط به کنکور اولم و امتحان نهایی دینیِ ...و عکس بعدی مربوط به هفته اخرکنکور دومم هست که خیلی فشار روم بود وساعت مطالعه زیر۱۲ساعت اصلا نداشتم🥲
نمیگم یادش بخیر چون برام خاطره های خوبی نبودن ، ولی خب ...همینکه با حال بد هم ادامه دادم برای خودم قابل تقدیره 🤍
امیدوارم امسال اتفاقات قشنگتری برام رقم بخوره ✨


Репост из: Pharmalife💎💉💊
از اونجایی که همونطور که گفتم سر کلاسِ بیوتکنولوژی اسلامیم و قراره هر کاری کنم غیر گوش دادن به درس، بیاید از اونجایی که دفعه قبل چالش خیلیا برام عکساشونو دیر فرستادن و چالش خیلی شلوغ شد الان دوباره چالشو انجام بدیم♥️ هر کی دوست داره این پیامو فور کنه و یه عکس از دوران کنکور و درس خوندنش(عکسی که خودش باش خیلی انرژی مثبت میگیره) بزاره منم فور میکنم تو چنل، بلکه تو این دورانِ غم بتونیم یکم انگیزه رو برگردونیم و بازهم مجددا اولین عکسو خودم میزارم، قربونتون♥️👇🏻
اگرم چنل ندارید ناشناس برام بفرستید خوشگلا


‌
‌❖ این وظیفه توعه که تورو به اونجا که باید باشی برسونه ...


یکی از بچه ها دانشجوی رشته وشهر موردعلاقه من شده ... دیدن عکس دانشگاهش وقرار داشتن توی جایگاهی که من ارزوشو دارم شاید تلنگر خیلی بزرگی برام بود ... هیچ وقت توی زندگیم تااین حد هدفمو نخواستم و براش بی قرار نبودم ...خوشحالم که الان توی این مرحله ام ...
شاید باید دانشجو میشدم تا قدر کنکور و فرصتی که برای رسیدن به خواسته هام وجود داره رو بدونم ...نمیدونم تاحالا همچین حسی داشتین یانه !؟
شاید حرفام شعار بنظر برسه ولی خداروشکر خیلی وقته که فهمیدم دیگه با جملات انگیزشی و منم منم کردن ها نمیشه به جایی رسید...
اگه چیزی رو میخوای باید به معنای واقعی براش جون بکنی تا لایق داشتنش بشی 🤍
هرچقدر بیشتر توی مسیر کنکور بوده باشید بهتر حرف منو درک میکنید ...


اونجا که محمد رضا کاتب میگه:
«‏‌گاهی آدم‌ به خاطر عبور از مرحله‌ای چنان درد می‌کشد و تغییر می‌کند که دیگر خودش هم نمی‌تواند خودش را بشناسد.»

دقیقا درک میکنم از چی داره حرف میزنه:))


چون که دوست دارم چندتا عکسی که حال خوب توش جریان داره توی چنل باشه 🤍✨
( اردیبهشت ماه🌱)


زمین های خیس🍁


گل های بارون خورده❤️


چای اتیشی 🤍


در زندگی‌ام سختی‌هایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم.
حتى بعدها، باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم.
انسان خودش را نمی‌شناسد، خصوصا قدرتهایش را...


👤معین دهاز


۱۸وتاحدودی ۱۹سالگیم شاید ازمنفعلانه ترین روزهای زندگیم بودن ...توی اون روزا من رویا داشتم ولی هیچ تلاشی برای قدم برداشتن به سمتشون نمیکردم.... نمیدونم !شاید هم تلاش میکردم ولی تلاش هام کافی نبودن ...نمیدونستم برای چی باید زندگی کنم و فقط منتظر گذشتن روزها بودم ،البته که روزهای سیاه کرونایی هم بی تاثیر نبود توی این بی انگیزگی...
الان که دارم روزای اخر ۱۹سالگیم رومیگذرونم دیگه میدونم چه خواسته هایی از زندگیم دارم و برای چی باید بجنگم !دیگه میدونم زندگی منتظر حال بد من نمیمونه و میگذره ...من برای این دونستن ها تاوان دادم ...۱۸و۱۹سالگیم شاید منفعلانه گذشت ولی درنهایت بزرگم کرد...


۱۷سالم که بود اولین چنلمو زدم که چندروزه دیگه ۲ساله میشه ... اون روزا برای اولین کنکورم درس میخوندم و مثل همین الان پر از ارزو بودم ...تولد ۱۸سالگیم که شد فکرمیکردم سال بعد دانشجو ام و زندگی قرار روزهای قشنگ ترشو هم بهم نشون بده ... اون دختر شاد و سرزنده درونم که دیدش به همه چی مثبت بود ، به مقدمات مهاجرتش پشت پا زد و درست لحظه ای که قراربود رفتنش قطعی بشه زد زیر همه چی وگفت من میتونم اینجاهم بسازم رویاهامو ...اسفند اون سال با ازدست دادن یکی از عزیزام همه چی برام رنگ باخت ... دیگه زندگی اونی نبود که میخواستم ...ادم های دورو برم یکی یکی خود واقعیشونو بهم نشون دادن ومنی که زخم خورده از روزای گذشته بودم رو زخم خورده تر کردن ...از اون روزا تقریبا دوسال گذشته ...
دوسالی که اصلا راحت نگذشت ...دوسالی که چهارنفر از خانوادمون رو از دست دادیم و‌پر بود از اتفاقات ریز ودرشت ...
این دوسال گذشته برای من فقط دوسال نبود...گذشتن روزهای قشنگ جوونیم بود ...
اگه خواستم از اون کانال و اتفاقاتش فاصله بگیرم بخاطر اینه که میخوام فراموش کنم ...
میخوام دوباره از اول همه چیزو بسازم ✨
انگار نه انگار که گذشته ای هم پشتش بوده ...


من عاشق ثبت جزئیاتم ...
عاشق عکس گرفتن حتی اگه عکسا اونجوری که باید قشنگ نشده باشن...
الان که چنل جدیده و عکسی توش نیست معذب شدم یکم :)


دلیل اینکه خواستم چنل جدید بزنم این بود که میخواستم تمام خاطرات اون دوسال رو بریزم دور ...تمام لحظات سختی که گذشت رو ...
میخوام قصه این یکسال پیش رو رو متفاوت بنویسم ...حالا یه مائده ی ۱۷ساله نیستم ...
پخته تر واگاه تر وهدفمندترم ...
بالاخره میرسه اون روزی که مثل قبل به خودم افتخارکنم وبگم بالاخره شد🤍


مائده هستم ...
یه دانشجویِ کنکوری که درآستانه ۲۰سالگیه و تلاش داره ارزوهاشو زندگی‌کنه ✨

_چنل روزمرگی✅


و اینجا شاهد "افسانه ام" خواهد بود ...
شاهدی بر روزهایی که از عمق وجود
برای "رسیدنی" که برای دیگران محال بود جنگیدم !

و روزی
"رسیدن" وصف بال های مشتاق مان خواهد بود


به وقت ۱۳مهرماه ۱۴۰۱🤍



Показано 20 последних публикаций.

74

подписчиков
Статистика канала