destruction


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


http://t.me/HidenChat_Bot?start=880442756
در انتهای تاریکی روشنی های بی انتهایی موج میزند .

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


"کجا دانند حال ما...
  سبکباران ساحِل ها."


شبه تاریکو بیم موجو گردابی چنین هایل
"کجا دانند حاله ما سبکباران ساحل ها"
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها.


اصلا میدونی فلسفه عشق چیه؟
وقتی عاشق کسی باشی
باهر اخلاقی و تغییرش طی زمان بازم عاشقشی
بدترین خصوصیاتشون به چشمت نمیاد
وعیب هاشون به دلت میشینه.
بر حسب اتفاق با هرچیز،
"عاشقتم"

دیالوگ


Репост из: 𝙙𝙚𝙡𝙞✨
همیشه اون کسی که به چشم دیگران بدش میکنید از همه ی اون افراد بهتره اینو یادتون باشه!


من عشق را گم کرده ام در ازدحام زندگی
تو قلب خود را کشته ای، گاهی به نام زندگی
درحس خود آواره و با حال خود بیگانه ایم
ما، ظاهرا آبادهایی، باطناً ویرانه ایم

"افشین یداللهی "


مقصد من نا کجای قصه هاست
از تمام جاده ها پرسیده ام

میروم باواژه ها سر میکنم
دامن از خاک شما بر چیده ام

من تمام گریه هایم را شبی...
لا به لای واژه ها خندیده ام

فریدون مشیری


گفتمش دل میخری؟ پرسید، چند! ؟
گفتمش دل مال تو، تنها بخند:)
خنده کرد و دل زه دستانم ربود...
تا به خود باز امدم او، رفته بود
دل زه دستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل، جا مانده بود..


-مشکل چیه تیچ؟
+من کل عمرم منتظر این لحظه بودم
فکر میکردم یه جور دیگه باشه!
-قبلا داستانی راجب یه ماهی شنیدم
اون میره سمت ماهی پیر و بهش میگه:
من میخوام اقیانوسو پیدا کنم
ماهی پیر گفت :اقیانوس؟، همین حالا داخلشی!
ماهی جوان گفت: این؟ اینکه ابه،
من دنبال اقیانوسم.(:


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
...


لبخندی که از درون قلبت شکل می‌گیرد و بیرون می اید.
ولی تو هیچوقت آن لبخند را نخواهی فهمید چون همیشه به دنبال غصه هایت می گشتی و شادی را تنها می گذاشتی .


در دنیا جای کافی برای همه هست
پس به جای اینکه جای کسی را بگیری سعی کن جای خودت را پیدا کنی.
چارلی چاپلین


وانلوپی (:


وسعت غمهای ما را نیست مرزی آشکار
زین سبب لختی قلم بر ما بگریان شب بخیر،
از نگاهت شور و مستی می تراود چون شراب،
شور و مستی را از این مستان تو مستان شب بخیر.
محمد محمدی ناصری


-من خیلی ناراحت شدم که دل تورو شکستم.
+ازت ناراحت شدم ولی دلم نشکست، بهت گفتم که چیزی نمونه بینمون اگه دلم شکسته بود نه بهت می گفتم نه نگات می کردم(:


Репост из: Dust
رُک بگویم از همه رنجیده ام
از غریب و آشنا ترسیده ام
با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر سازی که شد رقصیده ام
در زمستانِ سکوتم بارها
با نگاهِ سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست..نیست
من تمام کوچه ها را دیده ام
سالها از بس‌که خوشبین بوده ام
هر کلاغی را کبوتر دیده ام !
وزنِ احساس شما را بارها
با ترازوی خودم سنجیده ام
بی خیالِ سردیِ آغوش ها
من به آغوش خودم چسبیده ام
من شما را بارها و بارها ...
لا به لای هر دعا بخشیده ام
-فریدون مشیری


...


پرنده هایی که درون قفس در حسرت پرواز بودند، و رویای آزادی داشتند،
دنیای دور از قفس با آسمان آبی را تصور می کردند
"چه زیبا ست پروازی که درون ازادی است"


از یکی آتش برآوردم تو را
در دگر آتش بگستردم تو را
از دل من زاده‌ای همچون سخن
چون سخن آخر فروخوردم تو را
با منی وز من نمی‌داری خبر
جادو ام من جادویی کردم تو را
تا نیفتد بر جمالت چشم بد
گوش مالیدم بیازردم تو را
دائم اقبالت جوان شد ز آنچ داد
این کف دست جوانمردم تو را
مولانا


_اگه به خاطر تو بمیرم چی کار میکنی؟
+میدونی؟! وقتی ادمی زندست کار بیشتری میتونه برای کسی که دوسش داره انجام بده و بهش نشون بده که چقدر دوسش داره.


گفتیم جانمان را می‌دهیم
اوهم گرفت
خسته و بی جان ماندیم بر زمین.

زمین خنده ای بر حال ما کردو گفت:
هر کسی را لایق جانت نکن.
جان تو ارزشی دارد میان دست او؟

Показано 20 последних публикаций.

31

подписчиков
Статистика канала