دژم


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


دیر کردی، نیمه عاشق ترم را باد برد.

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


«دیگر چیزی برای صحبت کردن وجود نداشت تنها چیزی که مانده بود " رفتن " بود.»

جک کرواک


«اما عزیزِ من، آن‌که تو را دوست بدارد، به تماشای رنجَت نخواهد نشست…»


اما عزیز من، کاش در روزگار دیگری می‌زیستیم؛ ما همگی حیف بودیم.


درد من این بود که آن‌که خود خلق کردم،
رهایم کرد.


Репост из: شایار
بعضی وقتا فکر میکنم دلم برات تنگ شده
اما در واقع دلم برای اون حسه پاک و قلبی که با دیدنت رو میلیارد میزد تنگ میشه.


دوست داشتم مرا شبیه خودم بخواهی، نه شبیه آن نسخه‌ای که می‌خواهی باشم.


«تو مرا شکستی
و من تنها تکه به تکه‌ام را چسباندم..»


و بخشی از وجود من تا همیشه
بابت نداشتن تو غمگین میماند.


«در آغوشم بگیر
که این شب طولانی است
و استخوان‌هایم خسته‌اند..»


؛


روزی می‌رسد که نسبت به خیلی چیزها بی تفاوت می‌شوی ؛ نه از بدگویی دیگران می رنجی و نه دلخوش به حرفای عاشقانه هر کس می‌شوی ،
به آن روز می‌گویند ″پختگی″
-گابریل گارسیا مارکز-




گاه برگشت دوباره، گاه بخشیدن خطاست
زخم بعضی چیزها درمان ندارد، بی دواست


Репост из: لیمو تلخ
روزی خواهی گریست
در جایی که قبلا خندیده بودی...


او داشت گور تو را می‌کَند،
و تو نگرانِ خستگیِ دستش بودی…
بخواب، آدمِ احمق

.


در هیاهوی این جهان ای کاش، سنگی بودم!
بی خستگی، بی ترس، باقی عمرم را کف رودخانه‌ای می‌خوابیدم.


گفتم: «عیبی ندارد.»
اما عیب داشت. کم نه، تا دلت بخواهد عیب داشت. اگر عیب نداشتن را زمین بگیریم، فاصله حرف من با آن تا کره ماه بود.


🕊🌚


مرسی که دیگه برنگشتی، اگه به من بود بازم می‌بخشیدمت.


‌نصف قهوه‌‌ات را كه خوردى بيا فنجان ‌هایمان را عوض كنيم در كافه ‌های شهر نمی ‌شود یکدیگر را بوسید!

Показано 20 последних публикаций.

104

подписчиков
Статистика канала