وقتی ونگوک مرد، زن برادرش تئو تابلوهاش رو جمع کرد و پشت یکی از تابلوهاش یه نامه پیدا کرد. پشت تابلوی starry night یه نامه بود و یه قسمت از نامه این بود:
«ما تا وقتی که زندهایم نمیتونیم به ستاره ها دست پیدا کنیم. برای ما سیفلیس و سرطان مثل یه لوکوموتیو میمونه و مردن در پیری، مثل اینه که پیاده به سمت آسمون حرکت کنیم»هربار یاد این متن میافتم به این فکر میکنم که امیدوارم پیاده نباشم؛ رسیدن به ستارهها باید قشنگ باشه.
[به این آقای جذاب گوش بدین و ریلکس کنین🤍💫]
[
@Eellaraa ]