"
я хочу все"
بادی که با شدت از بین موهام رد میشد فقط بهم حس عجیب تری میداد.
وقتی بچه بودم میخواستم قدرت داشته باشم که به همه کمک کنم، وقتی نوجوون بودم برای کمک به عزیزانم هرکاری میکردم...و الان من فقط برای بیشتر داشتن حریصم!
فکر میکردم چیز بیشتری برای گرفتن وجود نداره، من اشتباه میکردم.
Я хочу быть Богом.
Я хочу вытереть слезы своими деньгами.
Я хочу, чтобы они поклонились мне.
Я хочу спросить вас, кто лучший?
Я хочу услышать ответ с гордостью.
"من میخواهم که خدا باشم.
من میخواهم اشک هایم را با پول هایم پاک کنم.
من میخواهم برام تعظیم کنند.
من میخواهم که ازتون بپرسم چه کسی برتر است؟
من میخواهم با غرور به جواب گوش دهم.من فقط برتر بودن رو نمیخوام.
من فریاد هاتون رو میخوام!
من ترس توی چشماتون رو میخوام که فقط با شنیدن اسمم بوجود میاد، من تلاشتون برای زنده موندن رو میخوام.
زیاده خواه نیستم اما...چرا وقتی میتونم داشته باشم، کنترل رو بدست نگیرم؟
[
t.me/EvanescenceSerene ]