دارم روزای خیلی سختی رو میگذرونم. اینکه سعی میکنم قوی تر از چیزی به نظر بیام که هستم. از اینکه واسه اتفاقایی که افتاده کاری از دستم برنمیاد انجام بدم شرایطتو برام ترسناک تر میکنه!بزرگسالی سخت تر از چیزی بود که بهم گفته بودند.
به خودم قول دادم روزی که حالم بهتر شد و از این اتفاقات ناگوار گذشتم میرم بهترین کافه شهر و منو مورد علاقمو سفارش میدم. یروز بعد این ناراحتیا کتابمو کامل میکنم، دوباره نقاشی میکشم. دوباره میتونم بخندم. دوباره حوصله معاشرت با آدمارو پیدا میکنم. یروز باز آهنگ های شاد گوش میدم. یروز برای اینکه تونستم از پس اش بربیام، یه جشن میگیرم و کیک شکلاتی مورد علاقمو میخرم.یروز میرسه که دوباره مثل روز اول میبینمت!
آره یروز میرسه....
به همین زودیا!