Mélodrame


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


im gonna be superstar.
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1366986-wtFCvr9

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Репост из: 馬雷拉
- ایـن پـیامو فـور کـنید بـا تـوجـه بـه وایـب چنـلـتـون بـهـتـون آهـنـگ و پـک و نیک نـیم تـقـدیـم کـنـم؛
ظرفیت؛ 280 شیم.


𖣯 : چک کنید
اگه کسی جا مونده بهم بگه😭


"شکرک دو پلک جواهرنشان بر هم بنشان و سپس تنم به رویت می خندد"


“ پالا، بیا دعا کنیم این زمان در برابرمان هیچ و پوچ باشد. وجود دل‌ داده‌ و محتاج من طاقت دوری ندارد. اشک هایم را برایت میشمارم و صبر میکنم. “




“ شاید بدونی ماه چقدر زیباست.
ولی اقیانوس چطور، خیلی زیبا نیست؟ “


“ دگر فقط راجب من نیست. در سرما یخ زده‌ام و درحال جان دادن هستم. فقط بهم حس زندگی بده و بعد از آن من را خرد کند، مرا تکه تکه کن و از هم بپاش. قسمت‌هایم را همانند خانه‌ات از اول بساز، مرا از اول بساز و بذار از این یخ‌زدگی خلاص شوم. اگر این چراغ عمر را بشکنم مجبور می‌شوم تا بال‌هایم را گشوده کنم و پا به آسمان بگذارم. بهم کمی زندگی بده و دگر هیچ نخواهم. مرا بچرخان تا گم شوم و دیده‌ام تاریک شود. خونم را بریز و نترس. این خون سیاه‌رنگ است، باید ریخته شود. مرا نابود کن و بگذار به نفس نفس بیوفتم. کسی باید خرد شود و من آماده آن هستم. این فواد واقعی نیست. از واقعیت‌ها فرار کن عزیز من، تا پایان ملودی فرصت داری. “


"حالیا که مرتبه یکسان باشد، زانو زدن چه عار که خود روانم سر برت فرو اورده؟ چه هراس زانکه در اغوشت چنین تسلیم و بی اراده ام جواهر نیلی؟"


“ مرا مانوس چیزهایی نکن که تا به حال از آن برخوردار نبوده‌ام. زمامم را دست نگیر و تمام مرا تابع خود مکن. دوام آوردن و ایستادگی در برابر زانو نزدن مقابلت دشوار است پالا. “


"استبرق طناز، کاسه خونین دیده ام را کول بار خود ساز و سپس در اینه و جویبار زلال تنت خود را بنگر. چه شکوهمند خود را بینی که چندصد پیکرم به سیه‌چشمت نیرزد"


“ عزیزکرده.. این چشم‌های اشک‌آلود رو می‌بینی؟ اینا از زیبایی توئه، از شیرینی توئه از بس که منو به وجد میاری. کاش در وجود تو بودم. در کنار تو. کاش به اندازه تو باشم. “




❟


“ جان جهانم، بنشین و بگذار تمام مدت تو را نگاه کنم. زیبایی‌هایت ارزش هزاران نگاه رو دارند، ارزش تمام چشمان دنیا. برایت تک تک آنها را خریدار می‌شوم و به اندازه تمامی‌شان تو را در تمام زمان زندگی‌ام نگاه می‌کنم. شاید خودم نتوانم بر زبان بیاورم اما عزیزِ جانم، شما زبان چشم مرا بلد باش زیرا نگاهم از روی تو کنار نمی‌رود. “




"چه هراس که اسیر را کنون زندان‌بان و مرهم زخم کاری تویی؟"


“ من در جایگاه زندان‌بان بودم اما کنون این من هستم که در اسارت وجود تو گرفتار شدم “


بعد از آن فیروزی دگر خانه‌ای برای بازگشت باقی نمانده است. ما آبی هستیم اما سرنوشتمان قرمز. باید رفت و از بین برد. باید فتح‌مان را به ابدیت برسانیم. دستت را در دست من بگذار ای دیو. ابدیت را از بشریت می‌دزدیم و دنیا را به پایان می‌رسانیم، قیامت را به نام خودمان ثبت می‌کنیم. مرا تبدیل به خودت کن. پوست مرا بکن و درونم را زنده کن. حال که دگر از من جدا شده‌ای، نیاز به کالبدی جدید دارم. حال میخواهم درون اهریمنی جای بگیرم، زمانی برای اعتماد به آدمین نمانده است. ای قدرت! به سمت حرکت کن. مرا به چیزی که میخواهم برسان که تو نابود کننده‌ هستی. ای‌ جاودان! خودت را از من پر کن، بگذار لبریزت شوم و به پیش برویم. بیا بهشت و جهنم را یکی کنیم. این ملودی ما را بهم وصل می‌کند، ما را هدایت می‌کند. همانند من خودت را به ملودی آبی بسپار دیو. ما جدا و یکی می‌شویم و ناسازواری را از نو می‌سازیم. تبدیل به وطنم شو، بگذار درونت زندگی کنم. آن وقت همراه با اهریمن سپهر را خاک می‌کنیم. چه کسی میخواهد جلویمان را بگیرد؟ ایزد؟ آن ایزد همین حالا هم زیر پاهای ماست. نگاهی عمیق‌تر به دور و ورت بینداز، خیلی وقت است که ما بردیم.




عزیزکرده تمام مدت زندگی‌ام، زمانی که این ثانیه‌ها سریع و سریع‌تر گذر می‌کنند، در صحرای ناتمام ذهنم پرسه می‌زنی و مرا از خود بیخود می‌کنی.
آخر زیباییت کار دستم می‌دهد.

Показано 20 последних публикаций.

75

подписчиков
Статистика канала