+ : https://t.me/catwithicecreamseasoning
- : https://t.me/I6883I
*اون تنهاییش با خودش،کاراش و گربش رو ترجیح میده به شریک شدن همهی اونابایکی دیگه،اون پارتنربدی نیست واوقات خوبی روباهم دارن، بخصوص توتخت! امااون تنهایی رودرهرصورت ترجیح میده
*براش قهوه میاره و بعد خودشو تو بغلش جا میده و شروع میکنه با گوشی کار کردن
-دنی؟
+جانم؟
*لبخندی میزنه،اون همیشه مهربونه!
-هیچی...
*سرش روخم میکنه روی صورتش ولباش روبه دندون میگیره.کم کم هیجانشون میره بالا.بلندش میکنه وبه سمت اتاق حرکت میکنه.
*نفس هاشون اتاق روبرداشته،اتاق همیشه شاهدکارهای اونا بوده
(توافکارش)-این بهترین روشی بودکه میتونستم انجامش بدم،درضمن!نمیتونستم ازش بگذرم
+امشب ازهمیشه بهتر بود
*ازخستگی فقط هوم کشیدهای میکشه وموافقتشو اعلام میکنه
*بیدار میشه وبه بدنش کش وقوسی میده که بانبودش کنارش مواجه میشه،تاحالا پیش نیومده بود!
*بعدازخوندن نامه لبخند تلخی میزنه و به گلدونی که اون بهش هدیه داده بود زل میزنه
+اون همیشه تو سکوت کارش رو انجام میداد...
- : https://t.me/I6883I
*اون تنهاییش با خودش،کاراش و گربش رو ترجیح میده به شریک شدن همهی اونابایکی دیگه،اون پارتنربدی نیست واوقات خوبی روباهم دارن، بخصوص توتخت! امااون تنهایی رودرهرصورت ترجیح میده
*براش قهوه میاره و بعد خودشو تو بغلش جا میده و شروع میکنه با گوشی کار کردن
-دنی؟
+جانم؟
*لبخندی میزنه،اون همیشه مهربونه!
-هیچی...
*سرش روخم میکنه روی صورتش ولباش روبه دندون میگیره.کم کم هیجانشون میره بالا.بلندش میکنه وبه سمت اتاق حرکت میکنه.
*نفس هاشون اتاق روبرداشته،اتاق همیشه شاهدکارهای اونا بوده
(توافکارش)-این بهترین روشی بودکه میتونستم انجامش بدم،درضمن!نمیتونستم ازش بگذرم
+امشب ازهمیشه بهتر بود
*ازخستگی فقط هوم کشیدهای میکشه وموافقتشو اعلام میکنه
*بیدار میشه وبه بدنش کش وقوسی میده که بانبودش کنارش مواجه میشه،تاحالا پیش نیومده بود!
*بعدازخوندن نامه لبخند تلخی میزنه و به گلدونی که اون بهش هدیه داده بود زل میزنه
+اون همیشه تو سکوت کارش رو انجام میداد...