هَیَمان


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


هَیَمان به معنای شیفتگی و سرگشتگی و از خودرمیدگی عارفانه همراه با حیرت و علم پیدا نکردن به یک چیز است.

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


یه ترس بدی به جونم افتاده که اگه شب قدر برام کربلا ننویسن چی؟!...


شمایی که توو پیوی ملت میچرخی،
شما مسافر محسوب میشی و روزه بهت واجب نیست😏


أغمض عيني، عيناك تفتحان خلفهما
و بداية نوم العالم هو بدایة و عینا

چشم‌هایم را میبندم و پشتش چشم‌های تو باز می‌شوند
و ابتدای خواب جهان تازه اول هوشیاری ما است


محبوبم
بی‌خیال مجلس گرفتن و در دهن مردمُ بستن، بیا خرج عروسی‌مونُ برداریم اقامت نجف بگیریم بریم یه ماه نجف عشق کنیم:))))


از آخوندها دل پُری دارم.
طرف با سواد اندک مالک چه میزها که نشده! اوج هنرش این بوده که بعد از خطبه، خودش و همه را به تقوای الهی توصیه کرده، آن‌وقت جواب سلام ملت را جوری می‌دهد انگار پرفسور سمیعی‌ست و دردی از مردم دوا کرده! طرف بچه‌هایش را در مدرسه‌ی خصوصی ایزوله کرده، طوری به ما عادی‌ها نگاه می‌کند که انگار هرشب داریم عرق میخوریم و عربده می‌کشیم! بچه‌هاشان که نگویم؛ با مغزهای نخودی زنگ‌زده. چه‌ها که نشده‌اند! جای پیراهن ابریشمی، چادر ابریشم می‌پوشند و فرقشان با اشرف پهلوی این است که او انگشتر الماس می‌پوشید با رکاب جواهرنشان، اینها عقیقش را دست می‌کنند با همان رکاب و تراش!
غرورشان که..
سرشان هم که در کار بقیه است؛ «غیبتش نباشد، فلانی به بهمانی لبخند زده». «اگر خانم فلانی را افطار دعوت می‌کنید ما مصدع نمی‌شویم، ایشان با پای راست می‌روند توالت و حضرت آقایمان توصیه کرده‌اند که..»
.
.
.
سالهاست با طلاب همسایه‌ام. صاحب‌خانه وقتی می‌خواهد کرایه را زیاد کند، هرچه بگوییم افزایش می‌دهد. سالی که دخترم دنیا آمد، کرایه را زیاد نکرد. خودش خانه‌ی کوچکی دارد در قم.
.
سال دوم زندگیمان بود که در زدند، مردی با عباوقبا پشت در ایستاده بود
-خواهرم همسرتان هستند؟ شنیده‌ام تصادف کردند، به رسم همسایگی آمده‌ام عیادت
داخل نیامد. دم در مشفقانه با همسرم حرف زد و رفت.
.
مدیر مجتمع طلبه‌ای‌ست که خودش راهرو را تمیز می‌کند. همسرم شنیده که زمزمه‌هایش ابوحمزه است. وقتی مهمان دارند، خانمش با ظرف غذا می‌آید حلالیت می‌گیرد.

مالکان سعادت آباد (دانشگاهِ..) هلدینگ و کارخانه و زمين می‌خرند، دودش در چشم اینها می‌رود!
دختر فلان آیت‌الله خطا می‌کند، دختر فلان طلبه در مدرسه فحش می‌شنود!
آقازاده‌ی فلان امام جمعه کیش را زیر پایش می‌اندازد، سیلی‌اش را پسربچه‌ی طلبه می‌خورد!
رفسنجانی مملکت را بلعیده، جوان موتوری پیرمرد عباپوش کناری ما را توی جوب می‌اندازد؛ استاد حوزه بود. آن روزها جلوی در خانه‌مان برق می‌زد. یکبار از پله‌ها آمدم دیدم خم‌تر از قامتش شده با جارو دارد زیر کفش‌هایم را تمیز می‌کند!

✍🏻زهرا خباز


-اگه توو زندگی مشترک با همسرتون مشکلی پیش بیاد، توو خونواده حل میکنید یا به بیرون سرایت‌ش میدید؟
+توو خونواده حل می‌کنیم.
-چرا؟ از بقیه کمک نمیگیرید؟
+پیش مردم گله از یار؟ همینم مانده!..


انگار سوار چرخ فلکم و داره با سرعت میچرخه..
دیشب خواستم تقلب نکرده باشم و به دستور الهی درست عمل کنم، لذا به خوردن چند لقمه غذا اکتفا کردم.
هیچی دیگه الان رو به موتم به حدی که سرم رو گردنم سنگینی میکنه...
اومدم دستورات الهی رو دور نزنم خودم دور خوردم🤦🏻‍♀️


سوال ما هم همین است...!


تا اینجای کار که خوب گذشته⁵


این در موردم صدق میکنه:
اگه مُرد
بگید جزئی‌نگری او را کُشت..


هر چه شد بین من و تو ز همه پوشاندی
آبروداریِ ستّار تماشا دارد...


تا گردن پُرِ حرفم
اما خالی از کلمه


تا لب سرخ تو دارد تب حوایی را
آدمی نیست که نشناخته رسوایی را

یوسف مصر دلش شور تو را خواهد زد
تو اگر کوک کنی ساز زلیخایی را

باید از هر چه دوات است سیامشق کند
میرعماد آن خط ابروی چلیپایی را

با چه حالی به تماشا بنشینم امشب
این به هم ریخته گیسوی تماشایی را

تو اگر لطف کنی چند غزل بنشینی
مفتخر میکنی امشب من و تنهایی را

#حسین_زحمتکش


نادر ابراهیمی یه جا از این کتاب میگه:
زمان یعنی حرکت.
حرکت بنیادی ترین محکومیت انسان هست.
ماندن به این بهانه که از همه سو ،راه ها پر مخاطره و ناهموار و خوف انگیز است ،بدترین راه را انتخاب کردن است.


توو جیب هیچکدوم از لباس تابستونی‌هام پول نبود و من غمگین‌ترینم:(


دانلود افطاری‌های مدرسه
همون سفره‌های ساده و دورهمی با رفقای ناب


دست و دلم به نگاه‌کردنِ برنامه‌ی "زندگی پس از زندگی" نمیره. احساس میکنم با نگاه‌کردنش ابهتِ مرگ برام میریزه😕


حالا ببین من و تو توو کدوم دسته‌ایم...


بنده‌های خدا این روزا دو دسته شدن:
یه عده‌شون که وقتی شیطون میبینتشون حتما توو کفِ درس پس‌‌دادن‌شون میمونه و به خودش ایول میگه.
یه عده‌ی دیگه، شیطون با دیدنشون بابت کم‌کاری‌هاش احساس شرمندگی میکنه.


هیچی اندازه‌ی این سوال نمیتونست خوابُ کوفتم کنه🥲

Показано 20 последних публикаций.

61

подписчиков
Статистика канала