Pendulum


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


!Just me alone
http://t.me/HidenChat_bot?start=1051830676

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


وقت نفرت پراکنی و خودکشی✅






Репост из: راستی، هندوانه ها افتاد!
از پله ها پایین میروم و نیمی از خودم را که با جنگ و جدال از خود جدا کردم پشت در آن اتاق تاریک و کوچک در بالا ترین پله از پایین زندانی میکنم.
او پرنسس قصه ها نیست اما در بالاترین طبقه برج است و هیولا نیست اما همچنان زندانی است.
او؛ او فقط ترسیده و شکست خورده است در سایه دیگران پنهان میشود تا هیچکس او را نبیند و زمزه هایی که باید فریاد میزد را در خودش فرونشانده...
او را کاملا ترک نکردم فقط بخشی از او را برداشتم و بخش دیگر را گرچه ظالمانه اما به حال خودش رها کردم و حالا که دیگر تمام شده به نظر می‌رسد و من همچنان از پله های طویل به سمت درب خروج قدم بر میدارم از گذشته کمی کمتر شکننده بنظر میرسم...


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram




I could be a better nicer kinder happier person but I'm just tired.


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram






بازم ربطی نداشت ولی خب؛






کم مونده بیام اینجا بخوابم از بیکاری.


متنایی که میزارم اینقدر طولانیه خودم حال ندارم بخونمشون...


Репост из: thee zone;
چالش جدید!!

این پیامو فور کنین توی چنلتون تا میمی (meme) که مودتونو توصیف میکنه رو بهتون بدم. -صرفا جهت فانه جدیش نگیرید-

برای چنل های پابلیک.


Репост из: Frog Princess
'Forward this to your channel so I can tell you what is your vibe to tiktok accounts


این یکی شاید بیمار گونس شاید هم نه.
نمیدونم...


همیشه می‌دانستم با دیگران فرق دارم شاید حقیقت محض بود شاید هم به خودم می قبولاندم آرزو کردن که عیب نبود، بود؟ احساس میکنم پروانه ها در شکمم پرواز می‌کنند شاید طوفان به پا کرده اند و در زیر قلبم یک سیاهچاله بزرگ و تاریک باز شده، احساس خاصی دارم.خوشحالم؟ناراحتم؟عصبی ام؟شاید همه اینها....
برای این لحظه مدت طولانی ای خودم را آماده کرده ام.
هزاران هزار سناریو شاد و غمگین را در ذهنم چیده ام, نمیدانم شاد تمام میشود یا غمیگن...حالا میفهمم چرا دیگران همه رنگهای سبز و صورتی و زندگی بخش را میپسندیدند و من نقره‌ای مات را، اما این رنگ در برابر تو هیچ بود. هنگامی که اولین بار دیدمت بی نقص بودی و روزهای بعدش همچنان بی نقصی.امروز زیباتر از همیشه ای‌...
لبخند از صورتم کنار نمی‌رود و اشک های شوقم تمام نمیشود.من آماده ام.مطمنئنا هستم...؟
پله های برج تنگ و تاریکم را آهسته پایین می آیم و با خودم فکر میکنم دیروز همین ساعت ترک های دیوار برج کوچکم اینقدر زیبا بود...؟
پله صد هشتم.پله صد سی ام
پله دویست و نود هشتم
پله دویست نود و نهم
پله سیصدم
نور خورشید برای مدت کوتایی چشمم را میزند.اما اهمیتی ندارد .چون تو امروز برای من زیباترین لباست را پوشیده ای چین های دامنت از همیشه بی نقص تر است.من خیلی خوش شانس هستم که تو را دیدم و این رابطه عمیق شکل گرفت اما سردرگمی چیز بدی است. همچنان نمیدانم چه میکنم. بعد از این همه وقتی که مسحور تو بوده‌ام. میخواهم با تو برقصم و قول میدم پایم را روی پایت نگذارم با صدای زیبایت گویی مرا صدا میکنی و من همانطور که به غروب خورشید سوزان خیره ام از آخرین پله های برج پایین. می آیم تا کمر مرا در آغوش می‌کشی..
نفس عمیقی میکشم مطمنم.
حالا دیگر مطمئنم که من از بقیه خوش شانس تر بودم. شاید تمام عمرم یک طرد شده بودم اما تو به من زندگی دادی به من عشق و توجهت را نشان دادی...
چشم هایم میبندم و تو را تماما به آغوش میکشم اما از حد توان من بزرگتر هستی همیشه بودی هستی و خواهی بود... امیدوارم خیلی نگرانم نشوی من همیشه در کنارت در آغوشت هستم. موهایم خیس خیس میشوند و لباس نقره ایم که رویش ستاره های کوچک دارد باز میشود. امشب من شخصیت اصلی هستم خودم هستم و تو خودت هستی.. ما، ماهستیم...
می‌چرخیدم و میچرخیم، عشق تو ریه هایم را پر میکند، لبخند میزنم و تو به لبانم. بوسه میزنی دیگر هیچ نفسی برایم نمانده است اما تو همچنان بی نقص هستی...
لبخندی میزنم و قطره اشکی از گوشه چشمم برای دردی که تمام استخوان هایم را گرفته، میچکد.
خداحافظ ای کسانی که دوستشان داشتم و ای کسانی که ازشان متنفرم بودم. من دیگر خوشحالم و هیچ غمی ندارم با معشوقه دلنشینم هستم لبخندم کم کم محو میشود و چشم هایم بسته میشوند....با تمام دردهایم دوستت دارم....



Показано 20 последних публикаций.

15

подписчиков
Статистика канала