جامه از تن کندم
آخر میدانی؟
جامهام معلوم الحال نیست!
دیوانه شده انگار
مرا با خود به در هر خانه میکشد
نشانی از آن پیراهن چهارخانه آبی
که دکمه های سیاه داشت میگیرد
دست خودش هم که نیست
نباید قصه لیلی و مجنون برایش میخواندم
مجنون شده پی لیلی میگردد
از این سو به آن سو
و از آن سو به آنطرفتر
سرگردان به دنبال آبی دلش میگردد
اما نمییابد!
هردو نمییابیم
او آبی دلش را
و من...(:
👤م.د ۰۰/۰۰/۰۰
@hojhinm