انگار سالها پیش وقتی با همه آدم ها داشتم جلو میومدم خسته شدم و با خودم گفتم بذار وایستم و یه گوشه بشینم و یه چرت کوچیک بزنم، استراحت کنم، بعدش میرم و میرسم بهشون. اما یه چرت کوچیک نزدم، روزها بعد بیدار شدم. بعدشم هرچی دوییدم تا به آدم ها برسم و بتونم دوباره کنارشون عادی راه برم، پیداشون نکردم که نکردم. شاید هم برای همینه حس میکنم شبیه آدمای دیگه نیستم. غیب شدم، گم شدم. سال ها عقبم. خیلیم عقبم
@monagheshh