شاید مسخره و رقت انگیز به نظر برسه، ولی بیشتر وقت هایی که افکار خودکشی به ذهنم میرسه، دلیلش اینه که اون نفرتی که نسبت به آدمایی که آزارم دادن، اونقدر توم جمع شده و نتونستم بهشون نشونش بدم، که میخوام با اینطوری نبودنم انتقام بگیرم، کاری کنم که مثل من از خودشون متنفر بشن و هیچوقت نتونن آسیبی که به روح یه نفر وارد کردنو جبران کنن و تا اخر عمر رقت انگیزشون باهاش زندگی کنن.
فکر کن، یه نفر اونقدر بریزتت به هم که برای پشیمون کردنش از کارش حتی ترجیح بدی خودتو نابود کنی.
واقعا گاهی از خودم میترسم که یه بخشِ انقدر تیره توی شخصیتم وجود داره و هر روز دارم باهاش مبارزه میکنم که همه وجودمو نگیره.
فکر کن، یه نفر اونقدر بریزتت به هم که برای پشیمون کردنش از کارش حتی ترجیح بدی خودتو نابود کنی.
واقعا گاهی از خودم میترسم که یه بخشِ انقدر تیره توی شخصیتم وجود داره و هر روز دارم باهاش مبارزه میکنم که همه وجودمو نگیره.