𝟨.𝟦.𝟤𝟢𝟢𝟫 , 𝖫𝗈𝗇𝖽𝗈𝗇
کفش های پاشنه بلند قرمزش رو پوشید و بعد از زدن چشمکی توی آینه به خودش، از خونه خارج شد. عینک آفتابیش رو کمی روی بینیش جابجا کرد و قدم های آرومش رو به سمت فروشگاه برداشت تا خوراکی مورد علاقهش رو بخره. با رسیدن به فروشگاه، عینک آفتابیش رو از روی صورتش برداشت و وارد فروشگاه شد. بدون تلف کردن وقتش به س...