گوشمو پیچوند و گفت؛گیس بریده!تو که دوباره با گیسای کوتاه اومدی پیشم، چند بار بگم عاشق بند دلش وصل زلفای یاره کره؟
تو دل نداری که بند دلشو همچین میبری؟
خندیدم و گفتم؛اووووو ننه عشق و عاشقی کجا بود، بند دل عاشق کجا بود، دلت خوشه ها!
ننه گوشمو ول کرد و رفت تو فکر
گفتم؛ننه عاشق شدی؟
چشم غره ای رفت، لبخند زد؛
چکارت کنم جون به جونت کنم باید تو همه چی سرک بکشی، ها ننه، قبل آقات خدابیامرز یه جوونکی بود رشید و آقا، والا قسمت نشد آقام نذاشت
او زمان چمیدونستن عشق و عاشقی چیه
شوهرمون میدادن نون خور از سر سفره کم شه
دیگه کی کار داشت همو دوست داریم، نداریم
ما که زندگی نکردیم همش بدبختی بود.
-میگما ننه حالا اونم دوست داشت؟
+اووو یه دل نه صد دل عاشقم بود!
-پس چرا آخرش اینجوری شد؟
+دم بریده تازه میگی لیلی زن بود یا مرد؟حواست نیستا نکنه توام دلتو دادی دست این جماعت نالایق؟
-ننه این حرفا به قیافه من میخوره؟معلومه که نه خب بقیشو بگو.
+چی بگم ننه من حاج باباتو تا شب عروسی ندیده بودم اون موقع عیب بود، دریدگی بود دختر مردشو ببینه
-ننه حاج بابامو خدا بیامرزه خاطره شب عروسیتو قبلا گفتی حفظ حفظم، بگو یارت چی شد
+چی میخواستی بشه ننه؟فردای عروسی آقات رفت پی کار و زندگی منم نشسته بودم یه گوشه به این سیاه بختی فکر میکردم
دیدم یه چیزی خورد به شیشه
پر دامنمو گرفتم رفتم بیرون
-یارت بود؟ننه یارت بود مگه نه؟آره؟
+زبون به دهن بگیر بچه!
-یارم بود ننه، غیضش کردم گفتم ذلیل شده اینجا چکار میکنی؟یکی ببینتت به خاک سیاه میشینیا!
دلم برای ننه و یارش رفت!
زیر لب گفتم؛نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی.
+ها ننه گفتم بچه بیا برو خونتون بیا برو الان دیره برای اومدن الان که منو دستی دستی سپردی دست یکی دیگه برو پی زندگی خودت
-رفت؟
+نرفت ننه نرفت هرچی بال بال زدم نرفت مرغش یه پا داشت میگفت تا حرفمو نزنم نمیرم
-حرفش چی بود؟
+چی میخواستی بگه؟میگفت آقام نمیذاشته این وصلت سر بگیره راستم میگفتا تا وقتی پسر خان خاستگارم بود منو به یه کشاورز بی پول میدادن؟نه والا
خلاصه ننه یکی اون گفت یکی من
همین که اومد دمشو بزاره رو کولش بره نگهبانای حاج بابات ریختن اونجا که بگیرنش
ننه بغض کرد
-ننه!گرفتنش؟بگو نگرفتنش بگو تروخدا
+گرفتنش ننه قبل رفتنش یه جمله ای رو با داد و فریاد گفت که دلم ریش شد
گفت؛"زلفاتو نزن بند دلم به اونا وصله"
بغض ننه شکست و اشکاش راه افتاد
+بردن کشتنش ننه، حاج بابات با اسلحه شکاری کشتش
نگاهی به موهای ننه کردم
+حاج بابات عاشق نبود که زلف بلند کنم براش، عاشق بود که عاشق کشی نمیکرد ننه.
موهای ننه کوتاه بود.
تو دل نداری که بند دلشو همچین میبری؟
خندیدم و گفتم؛اووووو ننه عشق و عاشقی کجا بود، بند دل عاشق کجا بود، دلت خوشه ها!
ننه گوشمو ول کرد و رفت تو فکر
گفتم؛ننه عاشق شدی؟
چشم غره ای رفت، لبخند زد؛
چکارت کنم جون به جونت کنم باید تو همه چی سرک بکشی، ها ننه، قبل آقات خدابیامرز یه جوونکی بود رشید و آقا، والا قسمت نشد آقام نذاشت
او زمان چمیدونستن عشق و عاشقی چیه
شوهرمون میدادن نون خور از سر سفره کم شه
دیگه کی کار داشت همو دوست داریم، نداریم
ما که زندگی نکردیم همش بدبختی بود.
-میگما ننه حالا اونم دوست داشت؟
+اووو یه دل نه صد دل عاشقم بود!
-پس چرا آخرش اینجوری شد؟
+دم بریده تازه میگی لیلی زن بود یا مرد؟حواست نیستا نکنه توام دلتو دادی دست این جماعت نالایق؟
-ننه این حرفا به قیافه من میخوره؟معلومه که نه خب بقیشو بگو.
+چی بگم ننه من حاج باباتو تا شب عروسی ندیده بودم اون موقع عیب بود، دریدگی بود دختر مردشو ببینه
-ننه حاج بابامو خدا بیامرزه خاطره شب عروسیتو قبلا گفتی حفظ حفظم، بگو یارت چی شد
+چی میخواستی بشه ننه؟فردای عروسی آقات رفت پی کار و زندگی منم نشسته بودم یه گوشه به این سیاه بختی فکر میکردم
دیدم یه چیزی خورد به شیشه
پر دامنمو گرفتم رفتم بیرون
-یارت بود؟ننه یارت بود مگه نه؟آره؟
+زبون به دهن بگیر بچه!
-یارم بود ننه، غیضش کردم گفتم ذلیل شده اینجا چکار میکنی؟یکی ببینتت به خاک سیاه میشینیا!
دلم برای ننه و یارش رفت!
زیر لب گفتم؛نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی.
+ها ننه گفتم بچه بیا برو خونتون بیا برو الان دیره برای اومدن الان که منو دستی دستی سپردی دست یکی دیگه برو پی زندگی خودت
-رفت؟
+نرفت ننه نرفت هرچی بال بال زدم نرفت مرغش یه پا داشت میگفت تا حرفمو نزنم نمیرم
-حرفش چی بود؟
+چی میخواستی بگه؟میگفت آقام نمیذاشته این وصلت سر بگیره راستم میگفتا تا وقتی پسر خان خاستگارم بود منو به یه کشاورز بی پول میدادن؟نه والا
خلاصه ننه یکی اون گفت یکی من
همین که اومد دمشو بزاره رو کولش بره نگهبانای حاج بابات ریختن اونجا که بگیرنش
ننه بغض کرد
-ننه!گرفتنش؟بگو نگرفتنش بگو تروخدا
+گرفتنش ننه قبل رفتنش یه جمله ای رو با داد و فریاد گفت که دلم ریش شد
گفت؛"زلفاتو نزن بند دلم به اونا وصله"
بغض ننه شکست و اشکاش راه افتاد
+بردن کشتنش ننه، حاج بابات با اسلحه شکاری کشتش
نگاهی به موهای ننه کردم
+حاج بابات عاشق نبود که زلف بلند کنم براش، عاشق بود که عاشق کشی نمیکرد ننه.
موهای ننه کوتاه بود.