دســتــان کـشــیـده و گـنـدمـي رنـگـش را روی کـلـاویـه هـای خـاك خـوردهی پـیـانـوی قـدیـمـی کـشـیـد سـردرد شـدیـد او بـرگـشـت،نـمیتـوانست چـشـمانـش را بـاز نـگه دارد و پـلـك هـایـش روی هـم رفـت.. تـصـاویـر تـاری را مـیدیـد.. آن چـشـم ها.. آن چـشـم هـای تـیـلـه ایِ مـشکـی را مـیـدیـد کـه بـرایـش آشـنـا بـود امـا نـمیـدانـست مـتعلق بـه کـیسـت اسـمش را میگذاشت غـریـبـه تـریـن آشـنـا..
چـقـدر دلـش میـخـواست آن چـشـم هـا را بـبـوسـد.
تـصـاویـری کـه بـرای او غـریـبـه بـودنـد.. قـلـب سـنگـیاش را گـرم مـیـکردند.
دسـتـان بـرفـی و بـلـوریـنـی را روی کـلـاویـه هـا میـدیـد..مـلـودیِ زیـبـای پیـانـو و تـرکـیـب آن با صـدای الـتیـام بـخـش پـسـر چـشـم تـیـلهای یـك سـمـفـونیِ آرامـش بـخـش را میـسـاخـت دلـتنگ آن صـدای غـریـبـه بود..
اشـك از روی گـونـه هـایـش لغـزیـد.. دلـتـنـگ بـود.. دلـتـنـگ کـسـی کـه نـمیـشـناخت!
چـقـدر دلـش میـخـواست آن چـشـم هـا را بـبـوسـد.
تـصـاویـری کـه بـرای او غـریـبـه بـودنـد.. قـلـب سـنگـیاش را گـرم مـیـکردند.
دسـتـان بـرفـی و بـلـوریـنـی را روی کـلـاویـه هـا میـدیـد..مـلـودیِ زیـبـای پیـانـو و تـرکـیـب آن با صـدای الـتیـام بـخـش پـسـر چـشـم تـیـلهای یـك سـمـفـونیِ آرامـش بـخـش را میـسـاخـت دلـتنگ آن صـدای غـریـبـه بود..
اشـك از روی گـونـه هـایـش لغـزیـد.. دلـتـنـگ بـود.. دلـتـنـگ کـسـی کـه نـمیـشـناخت!