من یک پرنده رو هیچوقت اسیر خودم نکردم همیشه گذاشتم توی آسمون من پرواز کنه دقیقا توی تیر راس من! هر وقت به آسمون نگاه میکردم، همزمان چند حس باعث میشد باور کنم هیچ وقت حس ترس درونم ایجاد نمیشه. ولی نمیدونستم قرار حس تنفر تمدنِ همه حس های من بشه . تنفر از اینکه دیگران کنار من وایستند و به آسمان من خیره بشن و پرنده آزاد رو توی مردمک چشم هاشون ببینم. ترسیدم از روزی که اسم پرنده من بشه پرنده مهاجر!